تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل حجابيه (فارسى) — صفحة 588

مساهمون:

ص٥٨٨
بازارى مىشود . دختر مسلمه به خانه نشتن تمشيت امور داخلى كه درخور استعداد و خلقت اوست ، مىدهد و زيردست مادر مشق تربيت خانگى مىكند ، دختر مشركه بيرونى شدن و هم‌دوش پدر بودن ، تصرّف در امور خارجى كه موافق فطرت و خلقت او نيست ، مىنمايد . دختر مسلمه صاحب عاطفه مىشود كه مناسب وظيفهء او است ، دختر مشركه عاشقه مىگردد كه مايهء خرابى او است . دختر مسلمه قاصرة الطرف است كه مدح او است ، دختر مشركه مادّة النظر است كه قدح او است . او غيرشوهر نبيند و نشناسد ، اين غير شوهر همه كس را ببيند و بشناسد . او به شوهر قناعت كند و محبّت و الفت ورزد ، اين به ديگران رغبت كند و از شوهر ضجرت نمايد ، كه هركس بهتر را مقدّم مىدارد . دختر مسلمه ، مستوره و محجوبه است كه صلاح او است ، دختر مشركه منظوره و مطموعه است كه فساد او است . دختر مسلمه شوهرش غير او را نديده و به او بسازد و جفت خود گيرد ، دختر مشركه شوهرش بهتر از او را همه ساعت نگرد و هواى ديگران به سرگيرد . دختر مسلمه چون غيرشوهر نبيند و شوهر غير او را نبيند ، هريك جفت خود را بهتر از ديگران داند ؛ بر مراتب الفت و محبّت افزوده شده ، حسن اجتماع حاصل آيد ، دختر مشركه چون غيرشوهر را ببيند و شوهر غير او را نگرد البته هريك به بهتر از جفت خود مطلع شود و با او عشق ورزد و به جفت خود كمتر محبّت پيدا نمايد ؛ حسن اجتماع از بين برود و بالاخره مذهب اشتراكيون و مزدك در جامعه پديد شود و دور وحشيّت جلوه‌گر گردد و بر بيشتر افراد بشر ظلم شود . خوب‌هاى دو طرف مشغول عيش و طرب و زشت‌هاى دو طرف با حسرت و تعب زيست نمايند . دختر مسلمه براى خانه نشستن و تستّر قنوعه شود ، حفظ مال شوهر كند و بر آن بيفزايد . دختر مشركه به واسطهء بيرونى بودن ، حريصه گردد و از ثروت شوهر بكاهد و بسا است تا حدّ فنا و تباه بكشاند . دختر مسلمه به انتظار قدوم شوهر در پرستارى خانه و اطفال نشسته ، چشم به راه ، و بعد از رؤيت شوهر با يك طلاقت و حسن منظر او را استقبال نموده ، با كمال نشاط هرچند شوهر كارگر باشد ، بر يك بساط معيشت كنند ؛ دختر مشركه پس از مراجعت از تماشاگاه و خيابان و مجمع جوانان ، چون به خانه شوهر رود ، هر چند كه تاجر باشد ، با يك عبوسى و حالت غير مأنوسى با ناز و خيلاء « 1 » از شوهر كنارگى نمايد و به ياد ديگران باشد . دختر مسلمه به واسطهء خانه‌نشينى ، منقادهء مطيعه شود و داستان رياست و مرئوسيت كه مايه انتظام معيشت است در هر جمعيتى فراهم گردد . دختر مشركه به واسطهء بيرونى بودن ، هم‌سر و مانند شوهر باشد ، سر به هوا و غيرمطيعه باشد ، خود را مثل شوهر ببيند و بىنياز بيابد و بر امور خارجى اطلاع يابد . مزيّتى از شوهر بر خود ننگرد ؛
هامش
( 1 ) . خراميدن ، با بزرگ‌منشى راه رفتن .