معاشرت كامله بين الرجال و النساء دارد ؛ يعنى زنان هم مثل مردان بازارى باشند و اين مخالطهء تامّه كه فى نفسها منهيه است و با فرض حجاب متعسّر بلكه متعذّر است ، پس يا زنان و مردان از فوايد صنايع و حرف كه متمشّى از نساء است به واسطهء حجاب بايد محروم باشند و نقصى در معيشت و احتياج و حيات و سعادت ملّت حاصل شود و يا زنان و مردان با تلبّس نساء به آن مشاغل و تستّر و حجابشان در عسر و شدّت و ضيق باشند .
مىگويم : بعد از اغماض از آنكه معاش بطرقها وسيله و مقدمه از براى معاد است ، هرگاه مصالح معادى مزاحمت با جهات معاشى نمايد ، رعايت اولى ، اولى است . آنكه در خدمت به جامعه و حيات و سعادت بشريه و رفاه در معيشت لازم نيست كه تمام صنوف ، صنايع و حرف را ، تمام دو صنف بشر اقامه نمايند ، بلكه ممكن است تنصيف با تثليث ، و هر صنفى مشاغلى را از صنايع و حرف اداره نمايند و در اين صورت ، نتيجهء مطلوبه حاصل ، يعنى مصالح جامعه قائم به هر دو صنف شده و از هردو صنف استفاده نموده ، بدون مزاحمت با حجاب يا حاجت به مخالطه منهيّه ، چنانچه در خارج هم همينطور على وفق الطبيعه واقع شده ؛ مثلا شغل رشتن و بافتن و دوختن كه عمده است در احتياجات جامعه ، به عهدهء زنان مىباشد ؛ چنانچه در غالب بلاد هست ، بدون اينكه بازارى باشند و باب تجارت و معامله به آن مفتوح ، بدون توقّف به مخالطهء منهيّه ؛ و در خاطر دارم كه در جملهاى از بلاد مسلمين مانند كاظمين و بغداد ، محترمات نجيبات و متشخّصات متعيّنات از خواتين آنها ، يك تجارت وسيعهء پرمنفعتى را از مشاغل و صنايع تشكيل داه و آن را حرفه خود قرار دادند ؛ مانند نقابسازى ، نقدهدوزى ، قلابدوزى ، زربفتسازى ، يراقسازى و امثال آن از زينتها و ما يحتاج و آن . خواتين اين اشياء نفيسه را در خانههاى خود ساخته و مهيّا نموده و به توسط محارم و كسان يا ملازمين خود ، آنها را معرضفروش مىرسانند ، بلكه سلفى پولها مىگيرند و هميشه مشغولند و حال آنكه ، هيچ مخالطه نداشته با ستر حجاباند ، و مثل جملهاى از بلاد كه شعربافى و حريربافى و قالىبافى و اقسام نسّاجى از آنچه رجال و نساء محتاج بهآنند يا جزء زينتها و تجملات واقع مىشود ، قائم به نساء است با ملازمت بيوت و التزام به حجاب ؛ در مثل كربلا و نجف كه قبة الاسلام و مركز الديانه است ، يك تجارت عمدهء آنها كه صنعت عبابافى و حرفهء عبافروشى است ، باقسامها قائم است . به غزل و نسجى كه زنهاى عفيفهء محتجبه در خانهها تهيه مىكنند و در محل معيّنى از سوق با كمال تحفظ و تستّر حسب المشهود به فروش مىرسانند ، بدون تضييق و عسرى ، نه بر مردان مشترى ، نه بر زنان بايعه ، بلكه در جملهاى از بلاد كه عمدهء حرث و زرع آنها داستان برنج كارى ، عمدهء شغل آن را كه نشانيدن اقلام است كه نشايش مىنامند يا تصفيهء آنكه وجا و وجين مىگويند ، به عهدهء زنان است بدون مخالطه و مشاركت با رجال ؛ و همچنين در پنبه
رسائل حجابيه (فارسى) — صفحة 582
مساهمون: الشيخ رسول جعفريان
ص٥٨٢