تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل حجابيه (فارسى) — صفحة 578

مساهمون:

ص٥٧٨
حجاب موجب عفاف ، هرچند با عدم حجاب زنا كم باشد از جهات اخروى و يا با حجاب ، زنا زياد باشد به واسطهء امور ديگر . توضيح ذلك : اگر تسليم شود كه زنا در دهات و ايليات كه اهل مخالطه و بىحجابند باشد ، كمتر از شهرىها كه اهل حجابند ، مىگويم : آن قلت [ گفته ] در ايليات ، به واسطهء موانع ديگرى است قوّيه در برابر اين مقتضى مؤثّر از شيم و اخلاقشان كه آن را عار و ننگ شمرند و خوف قتل كه در خود يابند ، و مواقع خلوت كه كمتر به دست آورند ؛ و بيشتر ، اقارب و عشاير و شناختگان باشند كه اين قرابت و قربت هم ، يكى از موانع اين خيانت و جنايت و افساد خانوادگى است و ملكهء عفّت به حسب فطرت و خلقت در ايشان قوىتر باشد ؛ و باعث تحريك شهوت و ميل به فجور و اتباع هوا و اسباب زنا در آن‌ها ضعيف و كمتر باشد . و اما اهل مدن ، پس بر خلاف آنانند ، شيمة و خلقا ؛ اگر زنايى معلوم شود ، چون عروق مختلفه در آن جمع شده ، ننگ خانوادگى و خوف قتل و امثال ذلك در آن‌ها نباشد و وسايل مقرّبه در آن‌ها بيشتر و ساير موجبات شهوت و فجور در آن‌ها ازيد باشد ؛ پس اكثريت سفاح در مدن بالنسبه به سوى باديه - اگر تسليم شود - از اين جهات خواهند بود ؛ و لذا اگر با همان جهات كه در ايليات فرض شده ، اگر حجاب و عدم نظر هم علاوه گردد ، البته آن كمش اندك و آن نادرش هم اندر خواهد بود ؛ چنانچه اگر با وضعيات شهرىها و آبادىها كه به جهاتى عديده موجبات فجور و شهوات در آن‌ها بسيار و موانع اندك فرض شود ، حجابى در ميان نباشد و مخالطه و معاشرت و نظر شايع باشد ، آن زمان زياد از سفاح فزون‌تر و البته بيشتر از بيشتر باشد ؛ چنانچه حال در اروپا و پاريس بدين منوال است نسبت به بلاد مسلمين محتجبين على ما هو المشهود ؛ پس تفاوت شهرى و دهاتى از نواحى اخرى است نه به واسطهء حجاب و عدم آن . و منها : وسوسه ، آن‌كه الانسان حريص على ما منع ؛ پس اگر ممنوع نباشد ، حريص نخواهد بود و به فقد حرص در ممنوع واقع نخواهد شد . مىگويم : پس بايد منع از سفاح نكرد تا حرص بر آن حاصل نشود ؛ و كذا در جميع منهيّات ، مثل سرقت و قتل و لواط و قمار و غيرها ؛ چون منع از آن‌ها مستلزم زيادتى حرص بر آن‌ها مىشود . طبيب هم منع از شرب مضرّ نمايد كه بر مرض مريض نيفزايد يا سلطان قرق و حدّى معين نكند تا اشرار حريص نشوند ؛ پس آزادى مطلق باشد و ممنوعات بىمزاحم به جا آورده شود ؛ پس همان‌طور كه اصل زنا ممنوع شد و به اين موهوم ؛ يعنى استلزام منع حرص را اعتنا نشد ، همچنين منع از نظر و مخالطه و كشف الحجاب شد ؛ پس حرص ممنوع ، برابرى با ردع حاصل از منع ننمايد و در نتيجه تبعا للمنع ترك و هو المطلوب حاصل گردد .