تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل حجابيه (فارسى) — صفحة 574

مساهمون:

ص٥٧٤
علاقه ندارند تا چه رسد به ساير اقارب ؛ زيرا زانى و زانيه قصد تولّد و تناسل ندارند ؛ فقط مثل حيوانات قضاى شهوت مىخواهند ، بلكه عدم الولد را لسهولة امرهما و توسعة فجورهما مىخواهند ؛ پس تربيت و حفظ بما لهما من الدخل فى النسل و حسن الجامعة از ميان برود ؛ اولاد زنا با قطع نظر از عدم التربيه ، فى نفسه فاسد الاخلاق و الملكات و سىّء الآداب و الحالات و شقى و فاجر و رذيل الصفات باشد ، كما هو المشهود و المعروف . و اين فساد اخلاقى ، مضرّاتى به جامعه و حسن انتظام رساند ؛ پس زنا موجب اختلال انساب و فساد مواليد و اعقاب و رحم و قرابات و فقد عاطفه و مودّت و علاقه و حفظ تربيت گردد و مضرّاتى به جامعه رساند . زنا به علاوهء اختلال انساب و قلّت نسل ، اختلال مواريث و نقص در اموال آورد ؛ زيرا داعى قوى در زحمت عقلاء از براى جمع‌آورى مال و ازدياد ثروت و تكثير عمارات و آبادىها همان منافع و عوايد نسل است كه براى دوستى با آن‌ها و اميد انتفاع آن‌ها زحماتى را متحمّل مىشود كه اگر خودش ثمرهء غرسش را ، يا نتيجهء احيائش را ، يا سود تجارتش را نبرد ، اعقابش و قراباتش خواهند برد . و بعد عدم الاحترام لاولاد الزنا و فقد المودّة و العاطفة ، اين داعى از ميان برود يا ضعيف گردد ؛ پس جمع مال نشود و مصالحى كه در ثروت و جمع مال در اصلاح جامعه و آبادى مدينه و محاسن معيشت است ، از ميان برود . شيوع زنا ، حرص به زناشويى و شدّت رغبت بر ازدواج را بردارد كه عمدهء نظر عامّه در مصلحت زواج ، همان قضاء وطر « 1 » [ مقاربت ] و خلاصى از دغدغه‌هاى منى و انجام شهوت است و آن به طريق زنا حاصل مىگردد ، و اين كمى رغبت به زواج ، منشأ فوت مصالح عديدهء مهمّه و حكمت‌هاى عمدهء زواج و فوايد آن در اصلاح جامعه و حسن اعاشه و حفظ و تربيت اثاثه و عائله مىگردد . منقصت زن از حكمت‌هاى بىمنتهاى زناشويى معلوم مىشود و زناى با زواج ، علاقه و عاطفه را بين الزوجين كم نمايد و فوايد عاطفه را فى اصلاح الجامعة و حسن المعيشة ببرد ، بلكه به ضدّ آن‌كه شقاق و عدوات بين الزوجين باشد ، منتهى گرداند . الفت به زانيات و التفات به محسنات آنان ، نقص و قبايح زنان نزد شوهران جلوه دهد و موجبات نفرت بل تفرقه را فراهم نمايد و به عداوت خانوادگى طايفهء زن و مرد آئل گردد . زنا و سفاح ، مورث نزاع و تشايح گردد و آئل به تلف نفوس و اموال شود ؛ زيرا كه زانيه ، مطمع هر فاجرى است نابكار و توجّه انظار و اجتماع اشرار متضمن مفاسدى است بى شمار كه ربما ينتهى الى الانتحار ؛ چه بسيار از كسانى كه مطبوعهء مطموعه را با غير ديده و
هامش
( 1 ) . برگرفتهء از آيهء« فَلَمَّا قَضى زَيْدٌ مِنْها وَطَراً زَوَّجْناكَها لِكَيْ لا يَكُونَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ حَرَجٌ ». احزاب ، 37
رسائل حجابيه (فارسى) — صفحة 574 | الشيخ رسول جعفريان