تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل حجابيه (فارسى) — صفحة 569

مساهمون:

ص٥٦٩
شهادت ، وثوق و اطمينان است كه قائم به ذكاء و ديانت است ؛ پس ناقصه در باب شهادت گرديد . امر چهارم : مسألهء تابعيت است كه زوجات در جمله‌اى از امور معاش و زندگى و معاشرت ، تابع ارادهء ازواجند ؛ مانند امور راجعه به استمتاعات و مسكن و دخول و خروج از خانه و تصرّفات منافيه با حق زوج ، و متابعت در مأكول و مشروب و ملبوس و ساير ما يحتاج اليه النساء ، ممّا يجب على الرّجال انفاقها ؛ و اين به واسطهء آن است كه اوّلا به واسطهء تابعيّت و خضوع و عدم استقلال و ترفّع ، مورد شفقت و محبّت و ميل و رغبت شود كه اگر رئيسهء مستقله باشد ، به واسطهء همسرى با مرد ، محبّت هريك به ديگرى كم باشد ؛ و بسا است به نفرت و عداوت منجر گردد . و محبّت عمده اساسى است در حسن عائله و اجتماع . و ثانيا امور خانوادگى انتظام نيابد بدون رئيس و مدير ؛ چنان‌چه محسوس است ؛ و مصرّح به علماى فنّ است كه مىگويند با تساوى امور خانوادگى ، بىاساس خواهد بود . و در اين صورت ، هركه اقوى بدنا و اكمل عقلا و ذكاء و فكرا باشد ، او اولى به رياست خواهد بود ، و آن مرد است نه زن ؛ و عكس ، تفضيل مفضول بر فاضل است . و هم‌دوش بودن بدون رئيس ، مورث اختلال است :
« لَوْ كانَ فِيهِما آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتا »
« 1 »
« وَ لَعَلا بَعْضُهُمْ عَلى بَعْضٍ »
؛ « 2 » و اين به اندازه‌اى وضوح دارد كه اذهان سازجين هم به او متوجه است كه مىگويند « خانه‌اى را كه دو كدبانوست خاك تا سر زانوست . » ؛ « 3 » پس اين تشريع بر وفق تكوين و قانون ديانت مطابق حكم طبيعت بوده ؛ پس رعايت عدالت و وسطيّت شده و طرح خلاف جور و اعتساف خواهد بود ، چنان‌چه همان جريان طبيعى است كه در ساير امور عادى كه مورد تشريع نيست ، اختلاف در مشاغل و متاعب زندگى در مطلق رجال و نساء و بالخصوص در ازواج و زوجات داده ، مشاغل عاليه كه مناسب قواى بدنى و عقلى است ، از تحصيل علوم و باب تجارت و فلاحت و صنايع و جهاد و دفاع و حفظ جهات مالى و نفسى و تحصيل وجوه معاشى را خصيصهء مردان ، و مشاغل دانيهء متوسط را مانند حضانت اطفال و رضاع و حفظ آن‌ها و تمشيت امور خانه و حفظ اثاثيه و طبخ طعام و بالاتر ، خياطت و حياكت و رشتن و بافتن كه چندان محتاج به قوّهء بدنى و فكرى نيست ، نصيبهء زنان گرديد ؛ و همين حكم طبيعت است كه بالطبع حال مرد و زن را به وضعيت حاضرهء مشهوده كشانيده ؛ پس اختلاف احكام در اين امور هم ، طبق اصل و به مقتضاى عدالت و حكمت است .
هامش
( 1 ) . انبياء ، 21 ( 2 ) . مؤمنون ، 91 ( 3 ) . شعر سنائى چنين است :خاك يا بى ز پاى تا زانو * خانه‌اى را كه دوست كدبانو