تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل حجابيه (فارسى) — صفحة 567

مساهمون:

ص٥٦٧
كه جمله‌اى از متعصبين نصارا اين فقره را تهمت و نسبت كاذبه شمرده‌اند ؛ مانند جورج سال و فوليتر ؛ و اين‌كه چگونه به شارع بزرگى مثل محمد ( ص ) اين نسبت را مىتوان داد ؛ با آن‌كه بسيار سفارش دربارهء نساء در قرآن شده . مىگويم : اين دروغگو حق دارد . قرآن نخوانده [ است ] كه مىفرمايد :
« وَعَدَ اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِناتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِينَ فِيها »
، « 1 »
« مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَةً وَ لَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما كانُوا يَعْمَلُونَ »
، « 2 »
« مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ يُرْزَقُونَ فِيها بِغَيْرِ حِسابٍ »
، « 3 »
« وَ مَنْ يَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحاتِ مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ وَ لا يُظْلَمُونَ نَقِيراً »
« 4 » الى غيرذلك من الايات . و منها : رعايت فرموده دربارهء زن به اين‌كه در زواج و نكاحش ، اعتبار كفو مماثل نموده تا وليّش و من بيدهم عقدة النكاح ، او را به غير همسر و برابر كه موجب ذلّت و مهانت او باشد ، ندهند ؛ اگرچه ممكن است كه اين فرع از فروع مرحلهء ثانيه و آنچه از او گرفته [ شده است ، ] باشد ؛ به تقريب آن‌كه سلطنت بر غير كفو را از او گرفته . ولى چون در واقع ، اين امنان و احسانى بوده كه دربارهء زن رعايت فرموده ، پس به مرحلهء اولى و مقام آنچه به او داده ، اشبه و انسب است . و از فروع اين اصل است اعتبار مماثلت در اسلام و ايمان كه زن مؤمنه در تحت يد كافر نباشد يا مؤمنه نسبت به مخالف على الخلاف ، پس تابع دون خود باشد و دون و زبونى بر او حاكم و مسلّط باشد ، و زن به كلفت و مشقّت افتد و نشايد جوهر نفيس ديانت و مذهب كه انفس از اموال نفيسه و اعزّ از جان‌هاى عزيز است ، از دستش به معاشرت ربوده شود ؛ حتى نكاح به فاسق ، مطلقا او ببعض مراتبه را پسنديده نداشته ، معيار را به كفو و مماثل در جهات شرافت و فضيلت قرار داده [ است ] ؛ و هذا منّة و تكريم عليها .

و اما مرحلهء ثانيه [ محدوديت‌هاى زن در اسلام ]

پس در بيان آن‌چه از او اخذ و منع نموده ؛ و از براى آن‌كه معلوم شود اين ممنوعيت ، حرمان از بعض حقوق و تفاضيل مرد بر زن در بعض قوانين ، از روى عدالت و مراعات حكمت و مصلحت بوده ، نه جزاف و اعتساف يا تعدّى و تشهّى ، لا بد است از تنبيه به مقدمه‌اى ، و هى هذه : فلاسفهء حيوان‌شناسى و مهره در علم انسان‌شناسى زن را كمتر از مرد دانسته‌اند به قدر
هامش
( 1 ) . توبه ، 72 ( 2 ) . نحل ، 96 ( 3 ) . غافر ، 40 ( 4 ) . نساء ، 124
رسائل حجابيه (فارسى) — صفحة 567 | الشيخ رسول جعفريان