تساوى ، دليل است بر اينكه قابليت در طبيعت زن كمتر است و الّا عقب نمىافتد پس از آن كه مقدم بود . نسبت به دو فارنى و بردن دادند كه نسبت مجموع قواى مرد به زن نسبت سه به دو ؟
كاپليز مىگويد : انحطاط در زن بيشتر است . در جوانى پير مىشود و همان سرعت اوليه در نمو دليل انحطاط است در آخر . قوّهء زن از سن 25 الى 30 به مقايسه ديناموتر دو ثلث قوّهء مرد است ؛ و همين سن موافق تعديل كوانلت مرد و زن به منتهاى نموّ كه رسيدند هشتاد و شش ميلىمتر مرد بلندتر از زن خواهد بود ؛ و بر حسب تعديل توبيار دوازده سانتىمتر در منتهاى درجه نموّ مرد بلندتر است از زن و در كهولت روى به تساوى مىروند و مرد بيشتر كوتاه مىشود ؛ وزن پسر در موقع ولادت بيشتر است در حدّ متوسط هر دو وزنشان را معين نمودند . نصفهء راست دماغ مرد بزرگتر و نصفهء دماغ چپ زن و به اين جهت زن در راه رفتن مايل به تياسير است . مغز مرد به اندازهاى كه معين نمودهاند سنگينتر از مغز زن است ؛ حواس خامسه در مرد قوىتر است ؛ خاصّه در شامّه و لامسه مقرّ قوّهء عاقله كه مقدّم دماغ است در مرد تقريبا به اندازهء 540 سانتىمتر مكعب بيشتر است و در زن كوچكتر ؛ و در مؤخّر دماغ كه محل عواطف است ، قضيهء به عكس است و به همين جهت چون قواى عاقله تابع حالات دماغى است ، مرد عاقلتر از زن است كه مركز قواى عقلى كه دماغ است در او بزرگتر . پولس نصارى مىگويد در رسالهاى كه به كوران توس نوشته ، مىگويد : مسيح سر مرد است و مرد سر زن است . و مىگويد مرد به حدّ خدا است ، زن به حد مرد است ؛ و او از براى مرد خلق شده . « 1 » بوروكا عالم انسانشناس مىگويد : ادراك زن كمتر است و همچنين داروين و ولونى مىگويند : اگر در همهء اروپا مقايسه زن با مرد شود ، به اندازه نصف قرن زن در عمليات عقب خواهد بود ، و طبيب و مهندس كه در زن پيدا مىشود ، بر اثر تقليد است .
به داروين نسبت داده شده كه اگر مرد را با زن در مسابقه بگذارند ، هركس تاكنون جلوتر بود ، جلوتر خواهد بود .
به شبلى شميل « 2 » نسبت داده شده ، ثابت شده كه انواع عاليهء حيوان صنف نر اقوى و اعقل است . تغذيهء صنف نر بيشتر است ؛ نسبت حيات نباتى با حيات روحى مستقيم و محفوظ
هامش
( 1 ) . جملهء پولس به اهل قرنتس در باب يازدهم اين بخش چنين است : و مىخواهم كه بدانيد شما كه سر هر مرد ، مسيح است و سر زن ، مرد و سر مسيح ، خدا ؛ و هر مرد كه در دعا يا وعظ سر را پوشيده دارد ، سر خود را رسوا مىنمايد و هر زن كه سربرهنه دعا يا وعظ نمايد سر خود را رسوا مىنمايد . . . و زن پرتو مرد است ؛ كه مرد نيست از زن ، بلكه زن از مرد است و مرد به جهت زن خلق نشد ؛ بلكه خلق شد زن به جهت مرد .
( 2 ) . اين مطالب در مجلهء العلم ، مجلد اول ، شمارهء 11 ، ص 486 ( محرم 1329 ق ) آمده است .