تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل حجابيه (فارسى) — صفحة 555

مساهمون:

ص٥٥٥
به شيوع سفاح بما لها من المضارّ در زن خواهد بود ؛ چنان‌چه در همان بلادى كه منع از تعدّد داشتند ، در همين محذور واقع گشتند تا ناچار شده‌اند جمله از زير بار اين قانون بيرون و خارج شوند ؛ خاصه با ملاحظهء تلفاتى كه در مردها پديدار مىشود ، در وقايع حربيه كه اقامهء آن خصيصهء مردان است ؛ چنان‌چه در جنگ عمومى بين الملل مشهور گرديد ، زن‌هاى معطّله چه‌اندازه در ضيق و حرج و محروم از فوايد ولد و از اين حظّى كه در انظار آن‌ها بهترين حظوظ است ، خواهند بود . خلاصه القول : آن‌كه رعايت ازدواج و خلق الشهوة و كثرت موانع تناسل در زن و اكثريت شهوت در مرد و غلبهء افراد زن و مولّدات اناثيه اصلا و بالعرض و رفع حرج و ضيق عزوبت در زنان معطّله و فرار از محذورات سفاح و زنا در هريك از مرد و زن ، و سعادت بشر و سرور مردان و زنان در حصول ما به قرّة اعينهم فيه و طيب انفسهم و خواطرهم و رعايت عدالت و وسطيت ، تعدّد است كما فى دين الاسلام الّذى هو الوسيط فى الاديان . شك و ازالة : اگر جاهلى در برابر ما تقدّم ، دعوى فسادى در تعدّد نمايد ، از قبيل شقاق و اختلاف در عائله و خانواده ؛ پس گفته مىشود با منع از آن فى الاغلب الذى هو المعيار فى هذه الموارد ، اين‌كه آن مفاسد متوهّمه البته برابرى و مقابله ننمايد با مصالح و حكم تعدّد و مضارّ انحصار ، و البته رعايت اهمّ عند التزاحم لازم است ؛ چنان‌چه به همين نكته با عدم خلوص ازدواج از شر و فسادى ، اصل ازدواج بر ترك آن مقدّم داشته شد . و بالجمله حال تعدّد نسبت به انحصار ، حال اصل ازدواج است بالنسبه به سوى ترك آن ؛ هر دو داراى مصلحت من جهة و مفسده من اخرى مىباشند ؛ لكن رعايت اهمّ مقتضى تقديم جهات ازدواج بر جهات ترك آن باشد . پس هم‌چنين است امر در مرحله تعدّد و انحصار و علاوه كه مفاسد شقاق در عائله ، بر حسب غالب ، به واسطهء عدم رعايت شرط در تعدّد است ؛ يعنى عدم عدالت مرد در معاشرت و صحبت .
« فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَواحِدَةً »
. « 1 » وهم و ازاحة : ربما يقاس المسألة بأوّل الخلقة حيث اختار الله لبديع الفطرة آدم عليه السلام زوجة واحدة كما فى كلام بعض النصرانيين الناقدين على الإسلام ؛ در حالتى كه اين قياس و افتراء به حضرت مسيح نسبت و آن را برهان باهر مقنع مىشمارد ؛ لكن يقال عليه نقضا اين‌كه با محبوبيت كثرت در افراد بشر براى تعاضد و تعاون و رفاه در معيشت در طرف مرد هم اقتصار به واحد شد ؛ پس چرا از اوّل چند آدم نيافريد و در بدء فطرت يك جمعيت و جماعت خلق ننمود و اقتصار به واحد شد ؛ و هم نقض مىشود به ساير احوال آدم در اوّل بعثت از حيث ملبس و مأكل و مشرب ؛ پس بايد اقتصار بما عطاه اللّه اوّلا نمود ،
هامش
( 1 ) . نساء ، 3
رسائل حجابيه (فارسى) — صفحة 555 | الشيخ رسول جعفريان