تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل حجابيه (فارسى) — صفحة 554

مساهمون:

ص٥٥٤
حكمت ازدواج كه توالد و تناسل و حفظ و بقاء نوع باشد ، در متعدّد اكمل و أوفى است . هر فايده‌اى كه از يك زن حاصلى مىشود ، لااقل چهار برابر آن از چهار زن حاصل مىگردد . مواليد سه ديگر مثل مولود از يك زن است . در حكمت كثرت نسل و بقاء نوع ، عمارت دنيا و تعاضد و تعاون و اجتماعات و تشكيلات نافعه و مدينهء فاضله در تعدّد ، اتمّ و اكمل است . نشر علوم و صنايع و كشفيات و سعهء استكمالات و ترقّيات و آنچه از آثار نوع بشر است ، در تعدد اجمع . پس آن افيد خواهد بود در حفظ اساس و زندگى و رفاه در معيشت و راحت ؛ چنان‌چه هرچه از ترقّى عالم و خروج از مقام توحّش و بربريّت و وصول به رتبهء تمدّن كه محسوس است ، از آثار كثرت و اجتماع است ؛ پس چنان‌چه اصل ازدواج و توالد مطلوب و منظور خالق البشر است ، هم‌چنين كثرت آن به عين همان فلسفه ، مطلوب و منظور خواهد بود . و امّا انحصار به واحد ، پس فى الاكثر لجهات كثيره ، منافى با اصل حكمت جعل ازدواج است و موجب نقض غرض است ؛ زيرا كه موانع توالد در زن بسيار كه تمام زن‌ها در حدّ يأس محروم از اين فضيلت باشند ، و هم در حالت حمل معذور از حمل آخر ؛ و غالب در ايام رضاع فاقد نسل‌اند ؛ و بعضى بالطبيعه عقيمه باشند و بعضى لمرض ، نازا شوند ؛ و بعضى موجبات سقط و تلف در آن‌ها حاصل شود و جمله محل رغبت و ميل و شهوت نباشند ؛ امّا لخلقها او لخلقها او لعروض الشقاق و الاختلاف بينهما ، او لكبرها او لوحدتها و كثرة الخلوة بها ؛ پس عقيمات بالاصل و المحرومات بالعرض و حاملات و يائسات دائما و المرضعات فى الأغلب و المريضات و المنفورات و المتباغضات و غير المرغوبات كلّها محروم از حكمت و فضيلت ازدواج ؛ پس اقتصار به واحد موجب قلّت نسل گردد ، و حكمت مهمّه ضايع ؛ در حالتى كه در همان احوال ، صلاحيت و استعداد در مرد باقى است كه مىتواند از زن‌هاى ديگر استفاده نمايد ؛ و ايضا در اقتصار به واحد ، بسا است حكمت خلق شهوت در مرد لغو و بىفايده گردد ؛ زيرا كه اگر زوجين متساوى در عمر باشند ، در نصف ايّام عمر مردان ، حكمت عاطل و ضايع خواهد بود . مثلا اگر عمر هر دو را صد فرض كنيم تا پنجاه سال فايده حاصل و پس از آن پنجاه سال ديگر شهوت مرد ضايع و باطل خواهد بود . خاصّه با ملاحظهء آنچه علماى فن گفته‌اند كه داعى شهوت در مرد ، مثل نر از حيوانات ، نسبت به مادّهء آن‌ها بيشتر است از زن . پس انحصار به واحد ، محذور وقوع در سفاح را بما له من المفاسد متضمّن خواهد بود ، به خلاف صورة التعدد كه كمتر اين محذور طارى شود . علاوه ، على المشهود ، افراد زن و مولّدات اناثيه بيشتر از مرد است و در اقتصار به واحد ، حرج و ضيق و حيف و جور بر زن وارد خواهد شد ، لتعطيل النكاح فى حقّها ؛ و اين مؤدّى