تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل حجابيه (فارسى) — صفحة 551

مساهمون:

ص٥٥١
مطلوب كه مخلّ به فايده و منافى با غرض باشد مورث شرّ و فساد و مذموم است . پس خروج از وسط هرچند بالزياده باشد ، نقص خواهد بود . فالخير المطلق فى كلّ شىء هو الوسط منه . امر دوم : در بيان آن‌كه وسط از قوانين مربيّه و اديان مشرّعه كه حائز رتبهء عدالت به‌طور كليت باشد ، كدام است ؟ پس مىگويم : جعل قانون و تشريع اديان براى سعادت بشر و تكميل انسان است ، و انسان مركّب از جسم و جان و تن و روان است كه اين دو توأم و متلازم و هريك محتاج به ديگرى در سير و سلوك و ترقّى و استكمال است ؛ و هريك موردنظر خالق البشر است ؛ و غايت و غرض از خلقت اناطه به هر دو داشته ؛ پس حكمت ، رعايت هر دو را مقتضى است ؛ پس اگر شريعتى و قانونى يافت شود كه جسمانى صرف باشد ، او در مرتبهء تفريط واقع شده ؛ چنانچه اگر روحانى محض باشد ، در مقام افراط قدم نهاده ؛ و اما اگر شريعتى يافت شود مراعى جانبين و ناظر طرفين و مربّى جهتين تا آن‌كه چنانچه جسم و جان در اوّل قدمشان به عالم جهان ، دوش‌به‌دوش بودند در سير و سلوك و مقام ترقّى و استكمال هم‌آغوش باشند ؛ يعنى حفظ تن نمايد و تكميل روان فرمايد . اين شريعت نسبت به آن دو شرع ، رتبهء وسطيّت را حائز خواهد بود كه مانند وسط شاهد و ناظر طرفين باشد لا كالطرفين كه يسار ناظر يمين و يمين ناظر به يسار نباشد . پس وسط الاديان و القوانين ، آن ديانت و قانون است كه هم جسمانيه باشد و هم روحانيه ؛ يعنى شريعتى باشد عادله كه جمع بين حقّين فرمايد ؛ رعايت مغز و پوست و صيد و شبكه و راكب و مركوب هر دو را نمايد و در هريك به اندازهء رتبه و مقامش رعايت فرمايد .

بيان آخر

على عقيدة المسلمين ، تشريع شرايع براى اصلاح معاد و دار عقبى است كه منتهى السير و دار القرار است و آن اناطه دارد به صلاح معاش كه ممرّ و مبدأ السير است . آن ، سوق المعامله و دار التجارة ، و تلك دار الربح و الخساره است . آن مزرعه و محل افشاندن بذر است و تلك دار الشجرة و الثمر و اوان الحصاد . امّا طوبى او زقّوم ؛ امّا فواكه الجنان او عوائد النيران . پس چنانچه دستورى راجع به معاد واجب است ، قوانينى هم براى اصلاح معاش و انتظام امور بلاد و عباد لازم ؛ و الشريعة الوسطى هى الّتى تكون متكفّلا لإصلاح العالمين و انتظام النشأتين ؛ و به رعايت عدل و اعطاء كل ذى حقّ حقّه بايد هريك را به اندازهء رتبه و قابليت خود رعايت فرمايد . در مقدمه ، نظر تبعى توصّلى غيرى و در ذى المقدمة نظر اصلى استقلالى نفسى داشته باشد ؛ و در رعايت ، تسويهء بين صيد و شبكه و راكب و مركوب و مغز و پوست ننمايد كه خروج از مقام عدل و رتبهء وسطيت است و بايد چنان نظم عباد و بلاد