تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل حجابيه (فارسى) — صفحة 550

مساهمون:

ص٥٥٠
و معاش نموده ، هرچند به بعض مراتب معاد نقص واردگشته ؛ قسمت سوم آن آخرين تربيت عالمين و تنسيق امور نشأتين گرديد و آن منحصر به نقطهء خاتميت گرديد كه دور تكامل و تفاضل با آخرين دستور از افراط و تفريط خارج و در مرحلهء وسطيّت داخل رسيد و آن مرحله چنان سوق به سوى معاد كند و روح را تربيت نمايد كه اخلال به معاش و تربيت جسم نكرده باشد ، و چنان تنسيق امور معاش فرمايد كه به معاد و تربيت روح صدمه نزند . پس ميزان متساوى الكفّتين و جادّهء وسطى خارج از انحراف به يمين و يسار باشد كه اين آخرون و همان سابقون و مقرّبون‌اند . اسم آن تربيت و مشق حركت را اگر بخواهى بدانى الا فهو الاسلام ، الا و هو دين محمد صلى الله عليه و إله خاتم النبيين ، الا و هو الدين الوسط لإصلاح الأنام كه مقصود از اين رساله از آغاز تا انجام ، اثبات اين مرام است و براى رفع وساوس زمانه و رفع دسايس ظالمانه با اهميّت مقام روحانيت و معاد ، وجههء كلام را منصرف به سوى سياست معاشى اسلامى داديم ؛ و اگر از معادى سخنى گفته شود ، استطرادى خواهد بود و له محلّ آخر ؛ فنقول : الإسلام وسط الأديان فهو خيرها لأنّ خير الامور أوسطها . بايد دانست كه چگونه خير الامور أوسطها است ؛ پس از آن معلوم نمود كه وسط در اديان كدام ، تا از آن پى برد به حال اسلام ، و او است مقصود و مرام در [ اين ] رساله از آغاز تا به انجام ؛ پس بايد دو امر مقدمة بيان شود : امر اوّل در تثبيت آن‌كه خير الامور اوسطها است . پس مىگويم بعد از دانستن معناى وسط ، اين قضيه از قضايائى خواهد بود كه قياسها معها ، زيرا كه وسط نه آنى است كه سازجين و بسطاء توهّم مىكنند از رتبهء مقابل اعلا و اكمل ، بلكه مراد به وسط ، مقام عدل و استواء است ؛ يعنى عارى و خالى از افراط بالزيادة على المطلوب و از تفريط بالنقيصة عنه ؛ قال فى الصحاح : الوسط من كلّ شىء أعدله و فلان وسط فى قومه ، أى أرفعهم محلّا . مثلا در اخلاق و ملكات مقام وسط همان ملكهء جامعهء عدالت است ؛ مثل شجاعت نسبت به طرفى تهوّر و جبن ، و عفّت نسبت بر ذيلتين شرّ و خمول ، و سخاوت نسبت به تقتير و اسراف و تبذير و هكذا . و در ادراكات فهم و ذكاء بر بلاهت و جربزه ، و در ميزان استواء الكفّين و عدم زيادتى احدى المجانبين ، و در قامت لا بالقصير الآزق و لا بالطويل الشاهق ، و در طريق و مسلك خط الاستواء لا الانحراف الى اليمين و اليسار ، و در مركبات مخترعة الزيادة و النقيصه على ما يؤثّر فى المطلوب و النتيجه ، و در مخلوقات و مبتدعات ، ما يكون على الفطرة و مقتضى الطبيعة . و به أمثلهء سادهء محسوسه مثل پخته نسبت به خام و سوخته ، يا رسيدهء از ميوه نسبت به چقاله و پوسيده ، يا معتدل از لباس در مقابل كوتاه و دراز ، و يا هواى معتدل نسبت به حرارت ضارّه يا برودت مفرطه ، و كذا و هكذا . و بالجمله تجاوز از حدّ