الْأَرْضَ وَ عَمَرُوها أَكْثَرَ مِمَّا عَمَرُوها وَ جاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّناتِ فَما كانَ اللَّهُ لِيَظْلِمَهُمْ وَ لكِنْ كانُوا أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ ثُمَّ كانَ عاقِبَةَ الَّذِينَ أَساؤُا السُّواى أَنْ كَذَّبُوا بِآياتِ اللَّهِ وَ كانُوا بِها يَسْتَهْزِؤُنَ »
الى قوله
« وَ يَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ يَوْمَئِذٍ يَتَفَرَّقُونَ فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ فَهُمْ فِي رَوْضَةٍ يُحْبَرُونَ وَ أَمَّا الَّذِينَ كَفَرُوا وَ كَذَّبُوا بِآياتِنا وَ لِقاءِ الْآخِرَةِ فَأُولئِكَ فِي الْعَذابِ مُحْضَرُونَ »
« 1 »
حاصل آيات شريفه آنكه ، ظاهر از حيات دنيا ببينند و از آخرت غافل باشند و نمىروند سير در احوال پيشينيان خود كنند كه اعمر ديار و اقوى اثار از ايشان بودند ؛ چون تكذيب رسولان نمودند و به كيفر اعمال خود مبتلا شدهاند ؛ پس عاقبت بدكاران بدكرداران آن مىشود كه به آيات پروردگار استهزاء نمايند ( مانند متجدّدين عصر ) تا بيايد روزى كه بين آنها و مؤمنان تفرقه شود ( نه مثل دنيا مخلوط به هم باشند ) پس مؤمنان صالحان شتابان روى به جنان گذراند و كذّابان استهزاءكنندگان در عذاب نيران واقع باشند .
الا اى عزيزان ! ما به دستور قرآن و اسلام با شما مجادله نداريم ، بل بهطور مجامله سخن مىرانيم . ما مخاشنه « 2 » در مجادله نداريم ، بل محاسنه در مكالمه و حكمت در مقاله با شما داريم كه ، سريع التأثّر و الانقلاب نباشيد و به مبادى و امور حاضره سرخوش نباشيد ؛ عاقبت را هم بنگريد ، قبل از زمان ندامت و رسيد اوان حسرت
« وَ لَتَعْلَمُنَّ نَبَأَهُ بَعْدَ حِينٍ »
« 3 »
بارى اين سبب و موجب باعث و علّت گرديد كه در اين رساله عجالتا به مختصرى از نظام و سياست اسلام اشاره شود تا معلوم گردد نهتنها در روحانيت و عقلانيت و ما يرجع الى المبدء و المعاد من اللاهوت الى الملكوت ، أفضل الاديان و خاتمها است ، بلكه در جسمانيات حسّيات و ما ينفع فى معاشر العباد و عمارة البلاد هم أكمل الاديان و أجمع القوانين و خيرها و أنفعها است ، بلكه تا واضح گردد آنكه ما عداى اسلام از سائر قوانين رايجهء بينالملل و الاقوام ، ناقصهء غير وافيه است ، بلكه جملهاى از آنها ضائرهء غير صالحه است ؛ فالكامل الجامع و الصالح النافع لمصالح المعيشة ، و الرافع الدافع لمضارّ المدنية و الإعاشة منحصر به ديانت اسلاميه است و صلّى الله على صادعها و شارعها .
به اين جهت مسايلى كه راجع به نشو بنى آدم و حيات و بقاء آنها و ما يتعلق بها است و مباحثى كه راجع به معاشرت و آداب و عادات آنها است و مقالاتى كه شارح رقا و على و تربيت و استكمال آنها است و مراحلى كه حاكى از نظام و سياست در بين آنهاست و بالجمله آنچه راجع به صلاح جامعه و عمارت مدينه و ما يحتاج اليها فى المعيشة باشد ، در اين رساله به قدر القابليه تعرّض مىشود ، با قلّت بضاعت علما و احاطة و فقد اسباب از
هامش
( 1 ) . روم ، 7 - 16
( 2 ) . درشتى كردن در سخن با كسى .
( 3 ) . سورهء ص ، 88