كنيزان هستند يا اعمّ از كنيز و بنده . و به تحقيق اخبار در طرفين وارد شده ؛ و اخبارى كه تجويز مىكنند نظر بنده را به مولات خودش ، محمول است بر صورت امن از ريبه ؛ و هرطور باشد ظاهر مىشود از اضافهء نسائهن وجوب حجاب از زنان مشركين و اهل ذمّه ؛ و اخبار به اين معنى وارد شده است و علّت را اين گفتهاند كه آنها زنان مسلمانان را براى شوهران خود توصيف مىكنند و اين امر ديگر است غير مسألهء حجاب ؛ پس هر كجا كه علّت محقق شد ، حجاب واجب مىشود و الّا فلا و ظاهر عدم تحقق است در زمان ما ، پس حجاب از آنها واجب نيست و سيره هم مؤيّد دعوى است . همچنين از تعليل مذكور ظاهر مىشود تنبيه بر اينكه وجه ، داخل در زينت است و اظهارش حرام است ؛ زيرا اگر ستر وجه واجب نباشد ، براى علت مذكوره موقعيتى نمىماند ؛ براى اينكه در اين هنگام مكشوفات الوجوه مىباشند .
امر چهارم : هرگاه ناظر از نفس خود اطمينان دارد
كه نظر به ريبه نمىنمايد ، نظر برايش جايز است و اگر اطمينان از نفس خودش ندارد ، ظاهر عدم جواز است براى كلام معصوم : النّظر سهم من سهام ابليس ؛ « 1 » به درستى كه معنى كلام ، نهى از نظر است براى اينكه مثل تير است بر احتمال اصابت اگر شخص اطمينان از خودش ندارد و احتمال اصابت هم بدهد ، حرام است نظر ؛ و اخبار كه دلالت دارد بر كفايت احتمال ريبه در حرمت نظر ، زياد است ؛ به كتاب وسايل و غيره مراجعه فرما . و از جمله ، اخبارى است كه وارد است در صوت اجنبيه ؛ از جمله اينكه امير المؤمنين عليه السلام ، سلام بر زن جوان را ترك نمود : قائلا بأنّى أخاف أن يعجنى صوته فيكون ما يدخل علىّ من الإثم أعظم ؛ « 2 » علّت را كلامى فرموده كه مفادش اين است : مىترسم از صوتش خوشم آيد و آنچه بر من داخل شود از گناه بزرگتر باشد از ثواب سلام ؛ و علّت عموميّت دارد .
و همچنين قول خداى تعالى :
يَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ
؛ پس به درستى كه حفظ عبارت است از تبعيد شىء از ضررهاى محتمله ؛ و براى اين جهت است كه در كتاب وديعه گفتهاند : لو وضع الوديعة فى محلّ لا يؤمن فيه من التّلف كان ضامنا ؛ يعنى اگر شخص وديعه را در محلى بگذارد كه ايمن از تلف نباشد و تلف شود ، ضامن است ، به خلاف اينكه وديعه را شخص در محلى بگذارد كه مأمون است از تلف ؛ اگر تلف شود ضامن نيست . براى اينكه حفظ وديعه واجب است ؛ و در فرض اوّل تفريط كرده و رعايت حفاظت ننموده بر خلاف
هامش
( 1 ) . كافى ، ج 5 ، ص 559
( 2 ) . متن روايت چنين است : و كان يكره أن يسلّم على الشابّة منهنّ و يقول : أتخوّف أن يعجبنى صوتها فيدخل علىّ أكثر مما أطلب من الأجر . كافى ، ج 2 ، ص 648 ؛ من لا يحضره الفقيه ، ج 3 ، ص 469