كه آنها داراى شهوت هستند ؛ چنانچه گفته شده است كه مجرّد قطع خصيه قطع شهوت نمىكند در تمام مردان .
4 ) القواعد من النساء زنانى كه از پيرى خانهنشين شدهاند ؛ يعنى آنها كه از كثرت سن هيچ كس رغبت به آنها نمىكند ؛ و ظاهر اين است كه مدار در عدم رغبت در اوّل است و مدار در كثرت سن بر اين است كه از عجايز شمرده شوند و غالبا تحقق اين در سن پنجاه سالگى مىشود .
5 ) كنيزى است كه مرد بخواهد آن را ابتياع نمايد ، جايز است نظر به او سواى عورت .
6 ) مطلق كنيزان و لو كنيز غير باشد ، جايز است نظر به آنچه مكشوف است از آنها از سر و موى و نحو اينها .
7 ) زنى است كه مرد قصد تزويج او را داشته باشد ؛ جايز است نظر به ماسواى عورت او بنابر اقوى .
8 ) بنده نسبت به مولاى خودش ؛ و روايات مانعه محمول است بر صورت ريبه و عدم امنيت ؛ چنانچه صريح بعضى روايات است و موافقت با آيه دارد ، بنابر تعميم تابعين بر ايشان .
9 ) محارم جايز است نظر به ماسواى عورت از ايشان ، بلكه در جواهر از ضروريات دين شمرده شده ؛ موقع مقتضى براى بسط در اين مقام نيست ؛ چه روايت منافيه موجود است .
پس ريبه گاهى تفسير مىشود به خوف از فتنه و مراد از آن وقوع در زنا است و يا افتنان يعنى تعشّق ؛ اما اوّل ، پس آن علت منصوصه است و حرمت نظر داير مدار آن است ؛ چنانچه در صحيحهء على بن سويد است ؛ و اما ثانى ( افتنان ) پس اگر ترسيده شود از آن وقوع در حرام ؛ پس آن هم مثل اوّل است و الّا پس اگر ممكن باشد وصول به آن به طريق حلال ، جواز نظر بعيد نيست ؛ مثل اينكه ارادهء تزويج او را داشته باشد و مثل اينكه ارادهء تزويج دارد و در زنها تفتيش و تجسس مىنمايد براى تحصيل مطبوعش ؛ چه جايز است بنابر اقوى ؛ و اگرچه بعضى اشكال كردهاند و اگر ممكن نباشد وصول به او نه به حلال و نه به حرام و مفسدهاش وقوع در صدمه و مشقّت باشد بر تقدير افتنان آن امرى ديگر است مربوط به مسألهء وجوب حجاب كه مورد بحث ماست نيست .
و گاهى ريبه تلذّذ تفسير شده است و در اين هنگام اگر خوف وقوع در حرام باشد ، يعنى زنا حرام است نيز ؛ و اگر خوف مذكور نباشد يا براى عدم امكانش يا براى وجود رادع از آن مثل تقوا ، صاحب جواهر - عليه الرحمه - تصريح به حرمت اين قسم از نظر فرموده است ، بلكه از ضروريات دين شمرده ؛ و صحيح على بن سويد جواز است ، اگرچه صاحب جواهر رد كرده است و خلاف ضرورت دين دانسته و اخبار حرمت نظر عموميت دارد و اين
رسائل حجابيه (فارسى) — صفحة 524
مساهمون: الشيخ رسول جعفريان
ص٥٢٤