تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل حجابيه (فارسى) — صفحة 522

مساهمون:

ص٥٢٢
جواب مىگوييم : [ اوّلا ] ظهور اتفاقى اگرچه اختيارى نيست ، ليكن سببش اختيارى است و آن كشف‌هاى متعدده در اثناى حجاب است ؛ پس ممكن است نهيش از اين ، اگرچه با غير اجنبى باشد ، حذرا از ظهور اتفاقى ، ليكن چون دواعى كشف بالنسبه به وجه و كفّين بيشتر است از ساير بدن ، به جهت اين‌كه وجه محل تكلّم و تنفّس و ديدن اشياء است و دست واسطهء دادن و گرفتن در معاملات و غير اينها است ، و منع زن از آن‌ها موجب حرج و مشقّت شديده است ، لذا در كشف با غير اجنبى رخصت داده شده است و ظهور اتفاقى معفوّ گرديده ؛ به خلاف ساير بدن ؛ براى اين ، امر به تقنّع فرموده ؛ قوله تعالى :
وَ لْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى جُيُوبِهِنَّ »
براى حذر از ظهور اتفاقى و مرجع اين وجه به دعواى عموم آيهء ثانيه است براى وجه و كفّين و عدم صلاحيت آيهء اولى براى تخصيص به ما سواى آن دو . ثانيا اگر وجه خارج باشد ، لازم مىآيد كه ابداء موى و بدن براى غير اولى الاربه جايز باشد ؛ چنان‌كه مفاد استثنا است . براى اين‌كه مراد به زينت در اين هنگام آن زينت باطنيهء غير شامله براى وجه و كفّين است ؛ پس استثنا از آن‌ها مىباشد و از جمله مستثنيات غير اولى الاربه از رجال است ؛ پس لازم مىآيد جواز اظهار موى و بدن براى ايشان ؛ پس لازم مىآيد جواز نظر به موى و بدن ؛ و اين باطل است اجماعا ؛ براى اين‌كه نظر به ماسواى وجه و دو كف و دو قدم حرام است ؛ اگرچه از ريبه نباشد . پس استثناء غير اولى الاربة دليل است بر دخول وجه در زينت تا صحيح باشد استثناءش به اين ، و تأييد مىكند اين معنى را آنچه وارد شده است كه زينت بر سه قسم است : اوّل براى شوهر و آن تمام بدن است ؛ دويم براى محارم ؛ و آن چيزى است كه مكشوف است از آن‌ها ؛ سيم براى ناس مذكور در آيه ، يعنى غير اولى الاربه . و مراد به آن ، عموم ناس و جواز مشى مكشوفا نيست براى اين‌كه مقتضى آيه جايز نبودن ابداء زينت است مگر براى اين مستثنيات ؛ و اگر زن مكشوفه مشى نمايد در اين صورت ابداء زينت براى مستثنيات نيست ، بلكه براى تمام است . ثالثا لزوم تخصيص عام به فرد خفىّ مقدّمى و خروج فرد شايع ظاهر نفسى با بودنش اكثر . براى اين‌كه ما بيان كرديم سابقا كه مراد از زينت ، مواضع زينت است و عمدهء مواضع زينت وجه است ؛ براى اين‌كه مواضع زينت چشمان و ابروان و دو طرف بينى و دوگونه و لب و ذقن و جبهه و جبينين كه جامع تمام اين‌ها وجه است ؛ و سر و دو گوش و گردن و سينه مىباشد ؛ و مخفى نماناد كه اين چهار عضو اخير براى تحسين وجه است ؛ پس باقى نماند مگر كفّين و قدمين ؛ پس اگر وجه خارج از آن‌ها باشد ، لازم مىآيد خروج سيزده چيز از مواضع از آن با بودنش مقصود بالاصاله و بقاى پنج چيز از آن غيركفين و قدمين با بودنش مقدمه ، و آن‌ها هم مناط در حسن و قبح نيستند ؛ پس خروج وجه ، مستلزم اكثر مواضع زينت است و عمدهء آن‌ها از وجه مىباشد و مطلب همين است .