جماعتى از نسوان بر آية الله العظمى سيّد و استاد ما حاج محمد حسن شيرازى [ ميرزاى شيرازى متوفاى 1312 ق ] در سامرا وارد شدند ، و حجاب را برداشتند . مرحوم ميرزا فرمودند : چرا حجاب نمىكنيد ؟ در جواب گفتند : اگر از شما حجاب نماييم ، لازم مىشود بر ما كه از پيغمبر و امام هم حجاب نماييم . پس اظهار زينت براى تابعين مذكورين ، به مقتضاى آيه جايز مىباشد براى نبودن خوف فتنه ( نگاه تيرى است از تيرهاى شيطان ) . پس به درستى كه مقصود از اين كلام حرمت نظر است به جهت احتمال اصابت ؛ پس هرگاه مطمئن باشد شخص از نفس خودش ، جايز است برايش نظر به زن ، و همچنين زن اگر اطمينان پيدا كند از كسى كه او نظر سوء نمىنمايد ، جايز است برايش عدم حجاب ( و مثل قولش صلى الله عليه و إله ) در چند روايت ( الوجه و الكفان ) روى و دو كف ، بعد از سؤال راوى كه چه عضوى از زن صلاحيت دارد كه مرد نظر نمايد در صورت نامحرم بودن . مراد سائل در صورتى است كه نظر مرد به ريبه نباشد ؛ چه حرمت نظر به ريبه ضرورى است ؛ مثل قول حضرت صادق عليه السلام : النظر بعد النظرة تزرع فى القلب شهوة ؛ يعنى نگاه بعد از نگاه ، در دل تخم شهوت مىكارد ، و كفى بها لصاحبها فتنة ؛ « 1 » و براى فتنهء صاحبنظر ، [ همين ] كفايت مىنمايد . و مثل صحيح ابن سويد : قلت لأبى الحسن الرضا عليه السلام : انى مبتلى بالنظر الى المرأة الجميلة ، فيعجبنى النظر اليها ! فقال : يا على لا بأس اذا عرف اللّه من نيّتك الصّدق ؛ و ايّاك و الزّنا ؛ « 2 » مىگويد به حضرت على بن موسى الرضا عليه السلام عرض كردم ، من مبتلا هستم به نگاه به زن خوشصورت و نظر به او مرا خوش مىآيد ! فرمود : هر گاه خدا از قصد و ما فى الضمير تو راستى و صداقت بداند ، بر تو باكى نيست ؛ بر تو باد كه دورى بنمايى از زنا . اين كلام صريح است در اينكه هرگاه انسان مطمئن از نفس خودش باشد كه واقع در زنا نمىشود به سبب نظر به ريبه ، باكى بر او نيست .
و نيز از اين روايت مستفاد مىشود كه نظر حرام ، نظرى است كه در آن خوف وقوع در زنا است ؛ نه نظر تلذّذى ؛ اگرچه صاحب جواهر قدس سره فرموده : اين خلاف ضرورت است ؛ و همچنين نظر جابر انصارى بر حضرت فاطمه عليها السلام ؛ و مثل جابر چگونه مىشود نظر به ريبه بنمايد ؟ و آن مخدّره اگر مطمئن از او نبود ، هرگز صورت خود را باز نمىنمود . « 3 » گذشته از اينكه جابر از تابعين و مستخدمين بود كه در آيه استثناء شده است .
و همچنين هرچه از آثار و اخبار وارد است كه دلالت بر جواز نظر به وجه و كفين دارد ؛
هامش
( 1 ) . متن روايت چنين است : « ايّاكم و النظرة فانّها تزرع فى قلب صاحبها الشّهوة و كفى بها لصاحبها فتنة » بنگريد : مستدرك ، ج 14 ، ص 270
( 2 ) . كافى ، ج 5 ، ص 542 ؛ وسائل ، ج 20 ، ص 308
( 3 ) . بنگريد : جواهر الكلام ، ج 29 ، ص 80