عظيمه مىافتد و متأسّف مىشود بر زنانى كه به مردان قبيح المنظر خوش خلق شوهر كردهاند . بالاتر اينكه حسن اخلاق بسيارى از اوقات در حسّ و متخيّله تصرّف مىكند ، به طورى كه زوجش را به واسطهء حسن اخلاق با حسن منظر مىبيند و شاهد بر اين مطلب چنين است كه به گوشها خورده كه شرط معشوق شدن ، خوشصورت بودن نيست ، براى اينكه عشق كار دل است . بسا هست محبوب در غايت وجاهت است و انسان از او تنفّر پيدا مىكند و گاهى هست كه وجيه نيست ، بلكه قبيح المنظر است و انسان به او عاشق مىشود به كمال عشق و شعر منسوب به مجنون عامرى معروف است :
يقولون ليل سودة حبشية * فلولا سواد المسك ما كان غاليا
يعنى كسانى كه مرا در محبّت ليلى ملامت مىكنند ، مىگويند سياه حبشى است . در جواب آنها مىگويم كه سياهى مشك موجب عزّت و گرانى قيمت آن است .
اگر بر ديدهء مجنون نشينى * به غير از خوبى ليلى نبينى
حاصل كلام اينكه عشق امرى است حادث ، محتاج است به علّت و آن يا حسن است و بر فرض منتفى بودن لا بدّا غير حسن بايد باشد ؛ پس ثابت شد كه گاهى [ آنچه ] سبب عشق مىشود ، امر ديگر باشد سواى حسن ، و مطلوب همين است .
سيم شنيده شده است در بسيارى از بلاد كه ديانت در آنجا رواج ندارد ، زنها از مردان خواهش مىكنند كه ريش خود را بتراشند و مردها بخاطر زنها ريش خود را مىتراشند و مخفى نيست كه تراشيدن از ابتداى عنوان شباب تا سنوات قليله ، ممكن است كه بر حسن بيفزايد ؛ و ليكن وقتى تقريبا به حدّ سى رسيدند ، موجب قباحت مىشود و نداشتن ريش نقص وجه را ظاهر مىكند . مثل چيزى كه بعضى از اجزاء خود را مفقود كرده باشد ؛ اگر با تأمّل به صورت اين اشخاص نگاه كنى ، قول ما را تصديق خواهى فرمود .
وجه ثانى حرمت نظر رجال بر نساء و وجوب حجاب نساء در آيه و بسيارى از روايات ، داير مدار ريبه است وجودا و عدما ، مثل قول خداوند :
وَ لا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ
تا اينكه مىفرمايد :
أَوِ التَّابِعِينَ غَيْرِ أُولِي الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجالِ
؛ پس خداوند تعالى تابع غير اولى الاربه را داخل در مستثنيات آيه قرار داده ؛ و مراد اشخاصى هستند كه تردّد يعنى آمدوشد در خانه و پيروى اهل خانه را مىنمايند ، به واسطهء حوايج و اشغالشان و طمع و نظر سوء در زنان ندارند ، يا براى عدم تمكّنشان مثل اشخاص بىآلت ، يا تمكّن دارند و نظر به ريبه نمىنمايند ؛ از قبيل خادم و غلام و سقا و نحو اينها ، و مثل بستگان نزديك كه تردد در خانه مىكنند ؛ چنانكه مرسوم در بعضى بلاد است ، از قبيل هند و غيره ، و مثل علماء مقدسين و اوتاد كه در حق ايشان احتمال ريبه داده نمىشود ؛ چنانكه بناى بسيارى از اهل سنت بر اين است بلكه بتپرستان با حجاب و شيعه .