اما عقل به تحقيق بيانش گذشت مفصّلا در جواب از اعتراض اول .
و اما ضرورت براى وجوب حجاب نزد تمام مسلمين از نساء و رجال ، حتى اينكه زن بدون حجاب از اهل اسلام اعتراف به وجوب حجاب مىكند . نهايت امر اين است كه معتذّر به بعضى از اعذار مىگردد و صاحب جواهر در كتاب نكاح فرموده است : انّ نظر الريبة مطلقا حتّى الى الوجه محرّم بالضرورة ؛ « 1 » يعنى نگاه از روى ريبه مطلقا حتى به صورت حرام است به ضرورت از دين . و اين عبارت مستلزم است وجوب حجاب را چنانكه زود است كه مىآيد ان شاء الله تعالى . پس باقى ماند دو امر « كتاب و سنت » .
اما كتاب آنچه دلالت دارد بر اين مطلب از آيات :
اوّل آيهء غضّ قول خداوند تعالى در سورهء نور :
قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ يَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِكَ أَزْكى لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِما يَصْنَعُونَ
، « 2 » ظاهر ترجمهء آيهء كريمه به فارسى اين است : بگو اى پيغمبر براى مؤمنين ، بپوشانيد ديدههاى خود را و نگاه دارند عورتهاى خود را ؛ اين بهتر و پاكيزهتر است براى آنها ، به درستى كه خداى تعالى آگاه است به كارهايى كه به جاى مىآورند .
[ اين ] آيه دلالت دارد بر وجوب پوشانيدن مردان ديدگان خود را از نگاه كردن به زنان و حرمت نظر به آنها ، و آن مستلزم وجوب حجاب است بر نسوان به چند وجه :
وجه اوّل اينكه حرمت نظر به نسوان با عدم وجوب حجاب بر آنان ، مستلزم عسر و حرج شديد است ، به جهت اينكه انسان هر كجا توجه نمايد زنان مكشوفات الوجوه مىبيند ؛ پس شغلى و عملى بر او خوش و گوارا نخواهد بود ؛ چه حواسش پريشان و همّتش مصروف است بر اينكه نظرش بر اجنبيه نيفتد ؛ پس اين حكم مقيّد يعنى حرمت نظر بر زنان با عدم وجوب حجاب بر ايشان مرفوع است به ادلّهء عسر و حرج ؛ پس لا بد است از اينكه يا بايد قائل شد به عدم حرمت نظر به اجنبيه ، يا بايد قائل شد به وجوب حجاب بر آنها ، و اوّل باطل است به اجماع و ضرورت و صريح كتاب ، پس معين شد ثانى .
لهذا در شرعيات مثل اين موضوع ، بر خلاف اين حكم يافت نمىشود ؛ مثل حرمت نظر به عورت كه شارع واجب فرموده است آن ستر را بر صاحبش ؛ و حرمت شنيدن غيبت كه حرام فرموده است آن را نيز بر فاعلش و سماع غنا كه حرام فرموده آن را نيز بر مغنى ، الى غير ذلك از نظايرش ؛ و اگر بخواهى حقيقت اين مطلب و كنهش را تصوّر نمايى فرض بفرما يك بلدى است كه تمام اهالى آن بلد مكشوف العورة در راه و كوچه و بازار حركت
هامش
( 1 ) . بنگريد : جواهر ، ج 29 ، ص 70
( 2 ) . نور ، 30