تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل حجابيه (فارسى) — صفحة 509

مساهمون:

ص٥٠٩
پس اگر بگويى اين كلام دلالت دارد بر طلب خرقه براى پوشانيدن سر ، و اشكالى در آن نيست و همانا كلام در ستر وجه است و اين كلام دلالت بر اين معنى ندارد ؛ پس مىگوييم : مراد از « رأس » ما فوق گردن است ، چنان‌كه لغويين تصريح كرده‌اند و فقها در باب غسل و حدود و ديات و غيرها ؛ و اگرچه بر عضو محل روئيدن موى مقابل هم اطلاق مىشود ، ليكن مراد در اينجا اوّل است ؛ براى اين‌كه خواستن آن مخدّره خرقه را به جهت دفاع هتكى است كه وارد بر ايشان شده است از نظاره ، نه براى مجرّد امتثال از حكم شرعى به سبب وجوب ستر رأس و بدن نظير وجوب صلات و صوم و نحو اين‌ها ، چه كشف بدون اختيار بوده است و شكى نيست كه هتك بالنسبه به ابداء وجوه ، اعظم است ، چنان‌كه در خطبه اشاره فرموده به كلامش ، قد هتكت ستورهن و أبديت وجوههن ؛ و نفرموده : قد هتكت ستورهن و ابديت رؤسهن ؛ و سرّ در آن ، اين است كه هتك همانا حاصل مىشود به معرفت و شناساندن و شناختن و هرچه شناسايى بيشتر ، هتك اعظم است ؛ و لهذا اگر اهانتى وارد شود بر شخصى از كسى كه شخص را نمىشناسد يا در شب تار ، به آن اعتنا نمىكند از ترس حصول شناسايى و دفع فاسد به افسد . و شك نيست كه معرفت حاصل مىشود به سبب وجه و نظر به سوى آن ؛ پس هتك نسبت به او سخت خواهد بود . نقل شده است كه جماعتى از دزدان به خانه‌اى هجوم آوردند به جهت سرقت ؛ حكومت را خبردار كردند . جمعى از عسكر روانه ساخته ، آمدند و بر يكى از دزدان جراحتى سخت وارد آوردند و به روى زمين افتاد با اين‌كه زنده بود و حيات داشت ، دزدان سرش را بريدند و همراه خود برداشته فرار كردند از ترس حصول معرفت به حال دزد مجروح و سايرين . به اين سبب است كه مىبينيد زن‌هاى با حجاب از مسلمانان و غير آن‌ها ، اهتمام به ستر وجه بيشتر دارند از غير وجه ، پس طلب آن مخدّره خرقه را ، يا براى ستر وجه است يا اعم از وجه و رأس ؛ و مخفى نيست طلب خرقه يا انكشاف سر براى ستر وجه ركيك است براى وجوب پوشاندن سر نيز و قرب سربوجه و محتاج نبودن آن دو به مؤونت زايده و امكان اكتفاى به خرقهء واحده براى هر دو ؛ پس تخصيص يكى از اين دو به ستر خالى از ركاكت نيست . پس اين قرينه است بر اين‌كه مراد عليا مكرّمه به رأس ، ما فوق گردن است كه شامل وجه و رأس مقابل اوست . و همچنين عبارتى كه نقل شده است از انوار نعمانيه و آن اين است كه يزيد عليه اللعنه به سكينه عرض كرد براى چه گريه مىكند ؟ فقالت سكينة عليها السلام : كيف لا تبكى من ليس لها خرقة تستر بها وجهها عن جلسائك ؟ « 1 » يعنى چگونه گريه نكند كسى كه جامه‌اى ندارد كه
هامش
( 1 ) . انوار النعمانيه ، ج 3 ، ص 254