ديدنش سير مىشوند . ثانيا آن قسم است كه ديدنش مقدمه است براى التذاذ از چيز ديگر ؛ مثل نظر به مأكولات لذيذ و ملبوسات فاخره و طلا و نقره و خيل مسوّمه و انعام « 1 » و اين قسم از التذاذ را به مجرد نظر كردن به آنها شخص اكتفا نمىكند ، به جهت اينكه مقصود اصلى نيست ؛ چون مأكولات ، مادام كه خورده نشود و ملبوسات تا پوشيده نشود و ما بقى را تا شخص مالك نشود ، استيفاى لذّت از آنها نمىكند و اگر غير از اين باشد بر حسرت انسان مىافزايد و رغبت به آنها كم نمىگردد ، بلكه زياد مىگردد آنا فآنا ؛ پس انسان كوشش مىكند در تحصيلش به هر نحو كه باشد و لو به سرقت يا به قتل مالكش منتهى گردد ، بر حسب مراتب رغبت و ميل و محبّت و نظر به زنان جميله از همين قبيل بلكه ظاهرترين افراد آن است . براى اينكه مقدمه است براى امر ديگر در آنها ؛ پس اگر مطلوب حاصل گردد ، چه بهتر و گرنه حسرت در دل انسان مىماند به اضافهء مفاسد مذكوره ؛ پس حواس انسان مختل مىشود و از كسب و كار و تعليم و تعلّم باز مىماند . بسا هست كه مريض شود و بسا مؤدّى به هلاكت گردد ؛ چنانكه از شرح حال عشّاق ( كه تعبير از آنها به مجانين كردهاند ) معلوم گرديده است . و چونكه زنان در حسن و حركات و اطوار و احوال مختلف مىباشند ، بسا هست كه شخص واحد مبتلا مىشود به اشخاص متعددهء از نسوان ، مگر اين كه استيفاى ذى المقدمه سهل باشد و بدون زحمت به دست بيايد ؛ چنانچه غالبا در بعض بلاد كه حجاب در آنها نيست ، چنين است و منشأ تمام آنها نظر و نداشتن حجاب است . به اضافهء اينكه اعتراض مذكور مخالف حس است ؛ براى اينكه انسان هرگاه كه معشوق خود را ببيند ، اشتياقش به او زيادتر مىگردد نه كمتر ؛ و همچنين است در هوو ؛ چنانكه بيانش در آخر رساله زود است كه بيايد . اين است تمام كلام يا كلام تمام در جواب از دو اعتراض مذكور . پس بايد شروع نماييم در مقاصد سهگانه :
اما مقصد ثانى و آن بودن حجاب است موافق سياست و عدمش مخالف سياست ؛ پس به تحقيق دانسته شد مفصّلا از آنچه ذكر شد در رد بر دو اعتراض سابق ؛ پس باقى ماند كلام در دو مقصد ديگر :
[ حجاب در صدر اسلام ]
اما مقصد اول و آن اين است كه مقتضى دين اسلام ، آيا وجوب حجاب است بر نسوان يا نه ؟ و آيا حجاب از كتاب و سنت و اجماع ثابت است يا نه ؟ پس مىگوييم :
هامش
( 1 ) . اشاره به آيهء 14 سورهء مباركهء آل عمران :زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَواتِ مِنَ النِّساءِ وَ الْبَنِينَ وَ الْقَناطِيرِ الْمُقَنْطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ وَ الْخَيْلِ الْمُسَوَّمَةِ وَ الْأَنْعامِ وَ الْحَرْثِ.