تكلّفات داعى خروج را ضعيف كرده ، سبب مىشود براى اقتصار خروج بر قدر ضرورت .
بنابراين مىبينى ، وقتى انسان به خانه برمىگردد ، اوّلا لباسش را تخفيف مىدهد ؛ پس از آن مشغول مىشود به ساير كارها . پس زن محتجبه در خانه بماند بهتر است تا مرد يا زن غير محتجبه .
بيست و دوم : شيوع معاشقه ما بين مردم ؛ پس به كسب و تجارت كه مقصود معترض از رفع حجاب است مشغول نمىشوند . خصوصا در جوانها كه اطاعت والدين نمىكنند و اموال آنها را مىدزدند و به مصرف معاشقه مىرسانند و بر اين امر مفاسد كثيره از قبيل اهانت و قتل و حبس و نحو اينها مترتّب مىشود ؛ چنانچه در جاهايى كه حجاب در بين آنها نيست ، محسوس و مشاهد است . و به اضافهء مفاسدى كه براى دختران است از انقلاب دوشيزه به ثيّبه در صورت نبودن حجاب . حكايت كردند : جوانى در كلكته عاشق دخترى شد ؛ دختر هم به او . پس از معاشقه ، جوان دختر را از پدر خواستگارى كرد . پدر راضى نشد . جوان ترسيد دختر را به ديگرى تزويج كنند . روزى دختر را در مكانى خلوت دعوت كرد ، گفت : من نمىتوانم ببينم تو را به غير من بدهند . پس كاردى بر او زد ، او را در همان مكان كشت . به حكومت خبر دادند و بدارش زدند .
قضيّه ديگر : دو دختر جوان به دو پسر جوان عاشق شدند . خود را زينت كردند و به معشوق ارائه دادند . بين آنها معاشقه واقع شد . آن دو جوان در مقام خواستگارى برآمدند ؛ پدران دختران امتناع نموده ، به ازدواج راضى نشدند و با ديگران تزويج كردند . بعد از گذشتن يك ماه از اين تزويج ، دخترها نتوانستند خوددارى كنند . راز دل خود را به يكديگر گفتند . هر دو دريك خانه منزل داشتند . باهم قرار گذاردند كه خود را در يك وقت معين اعدام نمايند ؛ پس در آن وقت معين داخل حجرهاى از آن خانه شدند و در را بر روى خود بستند . نفت بر سر خورد ريختند و خود را آتش زدند . صدا از آنها شنيده نشد تا وقتى تمام سوختند و اين قضيه را در جرايد ننوشتند ؛ براى اينكه از خانوادهء جليل بودند . و نظير اين قضايا در نواحى كه حجاب ندارند ، بسيار است ؛ به خلاف ايران و عرب ( گوش شيطان كر و چشم دشمن كور ) كه امثال اين قضايا در آنها شنيده نشده است براى وجود حجاب .
بيست و سوم : هر زنى كه راضى به افعال شنيعه نيست ، به مقدماتش نيز راضى نيست .
وقتى مردان آنها را ببينند و باصطلاح خوششان بيايد ، تعقيب مىكنند و دست برنمىدارند تا آنكه واقع شود آنچه شود و بسا كه به حد فساد و قتل برسد .
بيست و چهارم : زنان نمىتوانند كه براى خودشان از مردان استخدام كنند ، به علت خوف و عرض و ناموس خود ؛ پس بر آنها لازم است تحفّظ و احتياط در رفتن به مكانهاى خلوت و بيرون شهر و نحو اينها به همراه خدّام مرد ؛ و اين هم براى آنها اذيّت
رسائل حجابيه (فارسى) — صفحة 501
مساهمون: الشيخ رسول جعفريان
ص٥٠١