خمر غافل مباش !
سى و يكم : در اروپا مرسوم است وقتى تاجرى ورشكست شود ، خودش را با سمّ يا غير سمّ مقتول مىسازد ؛ به علت اينكه طريق معاشش منسد شده و به شغلى كه منافى است با شأنش نيز نمىتواند مشغول شود . بنابراين مرگ را بر حيات با مذلّت ترجيح مىدهد . ليكن در اسلام چنين نيست ؛ براى اينكه تاجر وقتى ورشكست شد ، در خانهاش مشغول به كارى مىشود . زوجهاش را براى خريد و تهيهء لوازم به بازار مىفرستد و هيچ كس نمىداند كه آن مرد در خانه چه مىكند و هيچ كس هم زن را كه در حجاب است نمىشناسد ؛ و اين در مملكت اروپا امكان ندارد . به جهت آنكه زنان آنها معروفند نزد همه كس و حجاب هم در ايشان ممكن نيست . اين نيز يكى از مصالح حجاب است . و همچنين گاهى انسان مضطر مىشود به فرار كردن و مخفى شدن به سببى مثل خوف از دشمن ؛ پس مىتواند به لباس زنان ملبّس شود و فرار كند و اين فايده حاصل نمىشود در جايى كه حجاب ندارند . و ممكن است كه مصالح حجاب زياده از آنچه كه ذكر شد باشد . ليكن قوهء فكريه در اينجا خسته شد و از ناظرين در اين كتاب عذر مىخواهد .
تنبيهات :
تنبيه اوّل : چهقدر خوب و با لذت است كه مرد زوجهء امينه مدبّره براى انجام امور داشته باشد ، داراى حرارت و احساس كه وقتى مرد از كارهاى خارجى فراغت حاصل مىكند به خانه مىآيد ، ببيند طعامش حاضر ، فراشش گسترده ، منزلش روفته ، اسبابش محفوظ ، زن در خانه به انتظار شوهر نشسته ؛ مرد بيايد با زوجه و اولادش بنشيند . اگر باشند ، دورش جمع شوند ؛ با آنها سخن بگويد ؛ انس بگيرند ؛ در آنچه مىگويد تصديقش كنند ؛ در خشمش خشمناك و در شادىاش شاد شوند و در حزنش محزون ؛ در گريهاش گريه و در خندهاش خنده بنمايند ؛ و در غير اينها ، هرچه امكان دارد ، اعانتش كنند . ملاحظه فرما چقدر مرد خوشحال مىشود و راحتى مىيابد . در اين وضع ، حتى اينكه هر صدمه و لطمهاى كه در خارج ببيند ، فراموش مىكند . عنوانش هم عنوان خادميّت نيست كه استنكاف داشته باشد از مجالست با او ، چنانكه از مجالست با خادم دارد . اگرچه زوجه در خانهء شوهر خدمت مىكند ، بهتر از خادم و عنوانش قريب از شوهر است در احترام ؛ و با زنش انس مىگيرد ، به نحوى كه انس با رجال جاى آن را نمىگيرد و مرد از زوجه تحمّل مىكند آنچه را كه از غيرش تحمّل نمىكند ، از سوء ادب و اعتراض و مزاح بلكه متلذّذ مىشود ؛ تفريح مىكند از اينها ؛ بلكه زوجه را بر اين امور تحريك مىنمايد براى سرور خودش . و برعكس ، وقتى به خانه بيايد ، زوجه نداشته باشد يا داشته باشد ، ليكن مشغول به كار خود و متوجّه افكار