دلت بشكند ملاحظه فرما چطور خودش را در رضاى معشوق عدم صرف فرض كرده كه رضا به قتل خود دادهاى ، براى اينكه دل معشوق نشكند با اينكه دشمن است ؛ چه اگر دشمن نبود اقدام به قتل عاشق نمىكرد « آتش به جان شمع فتد كاين بنا نهاد » . اين اگرچه بهطور حقيقت نيست ، بهطور مبالغه است ، ليكن اين مبالغه در غير محبّت زن از محبّتهاى دنيوى مورد ديگر ندارد . همچنين انسان اظهار مذلّت و خوارى نزد هيچ محبوبى نمىنمايد ، مگر نزد زن . لذا دست و پاى زن را مىبوسد و باكى هم ندارد . هرچند مرد با جلالت قدر و عظمت شأن باشد و به اين جهت ، حضرت عزّت آنچه در زنان تصور بشود از اهانت و ذلّت ، تدارك فرموده « منزّه و بزرگ است پروردگار داناى توانا » .
سابعا در اخبار وارد شده است : از حقوق زن و مرد يكى آن است كه بايد تقصير زن را تا ممكن است عفو كند و صبر نمايد . بناى عقلا هم بر همين است و بر زنهاى اجنبيه تعدى نكند ؛ اگرچه آنها تعدّى نمايند و در مقام تأديب مراعات آنها كنند . به اقلّ ما يمكن ؛ زوجه باشد يا غير زوجه ؛ مگر آن زن كه خباثت ذاتى داشته باشد كه از موضوع كلام ما خارج است . اروپايىها زنان خود را در هر مقامى مقدّم مىدارند و آنها هم تقدّم مىجويند بدون تكلّف و تعارف .
ثامن ، اختصاص يك زن به يك شوهر تا مسبّب ذلّت و خوارى متعدّد نشود و بر ذلّت و خوارى زن نيفزايد و بر قدر ضرورت اقتصار شود ؛ و اين انحصار يابد و همين است آن علّت خوارى و ذلّت فواحش در تمام ملل و نحل ؛ حتى بتپرستها ؛ همچنين است وقتى كه زن شوهر متعدّد كرده باشد به واسطهء فوت يا طلاق نسبت به آنكه يك شوهر كرده ، اگرچه مخالفت با شرع ندارد ، ليكن آنكه يك شوهر كرده ، از آنكه شوهر متعدد كرده ، در عرف و عادت احترامش زيادتر است .
تاسع ، ساير حقوق نسوان از اختصاص باكره به هفت شب بعد از زفاف و ثيّبه به سه شب و حق مضاجعت و غيرها .
امر سوم : غنج و دلال بر ضدّ رجال كه مهيّج رجال است ، در معنى امتناع است ظاهرا با وجود قرائنى كه دلالت بر خلافش دارد و از آن قرائن ، ميل و رغبت آنها بر عمل معهود ظاهر مىشود . و جهت اين است كه امتناع ظاهرى ، دلالت بر حياى آنها از آن عمل مىنمايد . پس حيا و ميل واقعى دو سبباند براى تهييج و جزء اعظم از آن دو ، اگرچه ميل واقعى است ، ليكن اين ميل واقعى با امتناع ظاهرى اقوى است در تهييج ؛ پس حيا در حسن به حدّى مىرسد كه تصرّف در امور تكوينيه مىنمايد و سبب در زيادتى تهييج مىگردد .
پس اگر بگويى : مهيج بودن حيا دلالت بر حسنش ندارد ، به جهت اينكه مواقعهء علانيه مهيّج است با قبحى كه دارد ، چنان كه گذشت ؛ جواب مىگوييم : شكى نيست در اينكه هر
رسائل حجابيه (فارسى) — صفحة 494
مساهمون: الشيخ رسول جعفريان
ص٤٩٤