تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل حجابيه (فارسى) — صفحة 492

مساهمون:

ص٤٩٢
چادر باشد . لذا وقتى بخواهند به مكانى بروند با گارى و « دولى » كه در هند مرسوم است ، مىروند . پس حجاب مقتضى حيا و عفت است ؛ وقتى حيا و عفت به درجهء كمال رسيد ، ايجاب حجاب مىكند و اين نيز يكى از ادلّه است بر حسن حجاب به جهت اينكه حيا ممدوح است و اين درجهء كمال است و اين نيز ممدوح است نزد عقلا قطعا ؛ حتى اين‌كه عدم حجاب را از عدم حيا مىدانند . پس اگر بگويى بنابراين حجاب زن مسلمان هندى اولى است از حجاب زن ايران و عرب ، براى اينكه موافق‌تر است با حيا ، مىگوييم : شكى نيست كه موافق‌تر است با حيا ، ليكن با امرى ديگر مزاحمت دارد كه عبارت است از عسر و حرج و فساد مزاج و كثرت مصارف . به اين جهت است كه شارع واجب نفرموده ؛ ليكن حجاب زنان عرب و ايران از اين مزاحمت در سلامت است ؛ و در اين تنبيه شايسته است كه تنبيه به امورى شود : ( 1 ) آنچه از حكيم ديوجانس نقل شده از عدم اعتبار حسن و قبح اعتبارى ، در نهايت سخافت است . هرچند مصنفات او را نديده‌ام ؛ ليكن بعضى چيزها كه از او نقل شده ، دليل است بر اعوجاج سليقه‌اش جدّا . دليل بر اين مطلب اين‌كه ، نوع مردم در تفهيم و تفهّم و وجدانيّات و ادراكات عقليه ، داراى سليقهء مستقيمه هستند در آنچه احتياج به دليل ندارد ؛ پس هركه با نوع موافقت دارد در اين امور ، استقامت سليقه‌اش دانسته مىشود و هركه مخالفت دارد اعوجاجش . بلى گاهى خطا واقع مىشود در آنچه محتاج است به استدلال ؛ براى اينكه گاهى مغالطه است به طورى كه احدى ملتفت نمىشود و هركه ملتفت بشود ، اذعان مىنمايد و اين حجّت نيست اگرچه مؤيّد مقصود است و مسألهء حسن و قبح از وجدانيات است ؛ وقتى كه چيزى نزد طايفه‌اى قبيح شد ، فعلش نزد آن‌ها جايز نيست ؛ براى اين‌كه موجب اهانت فاعل است و توجّه مذمّت به او و قول شاعر ، ناظر به اين معنى است « خواهى نشوى رسوا همرنگ جماعت شو » . و مخفى نماناد كه اين در بيان فهم مطالب و تشخيص است ؛ نه در مقام عمل كه عمل بسيارى مخالف شرع و عقل است و حجّت نيست ؛ مثل شرب خمر و ظلم و سرقت و خيانت و غير ذلك . ( 2 ) نظر به ظاهر منشأ قباحت مواقعه در علانيه و منافى بودنش با حيا ، همانا ذلّت مفعوليت است در نساء كه نه مفعول به آن راضى است و نه فاعل ؛ به جهت اين‌كه منافى با غيرت است و سبب تهييج رجال مىشود ؛ و مردم هم راضى نمىشوند كه زن اين اندازه حقير در انظار باشد . و مردى كه رعايت زن در حفاظت و تستّرش ننمايد ، مورد مذمّت است و رفتارش منافى با غيرت ؛ لذا حق سبحانه و تعالى براى تدارك اين امر ، امورى را براى زن