كه گفتهاند و كرّات عديده در پارلمان تحت مذاكره درآوردهاند ، پذيرفته نشده است به چند جهت :
اوّل عدم حجاب و مجالست مردان با زنان ، عيش بزرگى است براى اروپايى ، خصوصا رقص مردان با زنهاى اجنبيه ؛ و حجاب مانع است از اين امر . دوم قلب بىحجابى به حجاب موجب انقلاب عظيم است در مملكت ، به طورى كه تحمّلش براى احدى ممكن نيست . سوم مىگويند زنها و دخترهاى ما نزد همه كس معروف هستند و آنها را مىشناسند ، حجاب فايده ندارد . چهارم زنهاى اروپا بعد از بىحجابى از حجاب خجالت مىكشند و قبول نمىكنند ؛ ليكن بر اهل اسلام به نظر حسرت مىنگرند كه استعمال حجاب مىكنند و حجاب را واجب مىدانند .
تنبيهات :
اوّل : چهقدر سزاوار است ما حسرت ببريم كه اروپاييان مىخواهند زنانشان حجاب داشته باشند بر ايشان ممكن نيست و بر مسلمانان حسرت مىبرند كه حجاب دارند و حسب و نسبشان محفوظ است ؛ و مسلمانان مىخواهند حجاب را از زنهاى خود بردارند و به اين مزخرفات ، از قبيل كسب و تجارت و تعليم و تعلّم متمسّك مىشوند . جواب تمام اينها را دانستى ، محتاج به اعاده نيست . و مؤيّد آنچه ذكر شد ، اين است كه مصطفى كمال پاشا [ آتاتورك ] وقتى سلطان شد ، در اسلامبول امر به رفع حجاب و القاى قيد ديانت كرد .
بعد از گذشتن برههاى از زمان ، ملتفت مفاسدش شد ؛ حكم كرد حجاب كنند و هر زن بى حجاب بيرون آيد به قتل برسانند و التزام به قيد ديانت ؛ مىگويند الان در آن مملكت به همين نحو جريان دارد . « 1 »
از قرار نقل مىگويند اهل ايران مىخواهند حجاب را بردارند به متابعت اتراك ؛ و حال اينكه اين نظرهء اولى است كه معروف است به حمقا ؛ در صورتى كه اهالى معروفند به عقل و فهم . خدا ايشان را به راه راست هدايت فرمايد .
دوم : چند سال قبل از اين ، جمعى از انگليسىها اسلام اختيار كردند و زنهاى خود را به قيد حجاب درآوردند و گفتند ، سبب اسلام آنها همين حجاب بود ؛ و مؤلف اين كتاب يكى از آنها را ملاقات نموده .
سوم : انگليسىها تقيّدشان با حساب و انساب به درجهاى است كه كفويّت را در هر امر معتبر مىدانند ؛ حتى در رقص با زنى كه كفو خودشان نمىدانند ، نمىرقصند ؛ اگرچه جميله باشد . شاهد بر اين مطلب از قرارى كه بعضى از اشخاص معتبر نقل كردهاند ؛ [ اين حكايت
هامش
( 1 ) . در حاشيه آمده : مؤلف محترم اشتباه فرموده است .