السلام : لا تحمل عليهنّ المشاق و الامور الصعبة ، لانّهنّ ريحانه ؛ « 1 » امير المؤمنين در وصايايى كه به حضرت مجتبى فرموده ، حاصلش اين است [ كه ] مىفرمايد : تحميل نكن به زنان كارهاى با مشقّت و امور صعبه را ، براى اينكه زن ريحانه است ؛ چنانچه اگر طاقهء گل را زياد دست بكشند ، طراوتش مىرود ، همچنين زن را اگر به كارهاى سخت وادار كنند ، طراوتش مىرود . پس زن ريحانه است ، بايد او را از ورود صدمه محافظت نمود . اروپاييان زوجات خود را از هر شغل بازمىدارند ؛ حتى از خدمت خانه ، و خدّام عديده براى آنها مقرر مىدارند و سواى انتظامات خانه و امر و نهى ، كار ديگر نمىكنند .
يازدهم : زنها چون ناقص العقول هستند ، سريعا گول مىخورند ؛ خصوصا اگر مايل به كسى شوند يا رشوه به آنها بدهند ، عاقبتبين نيستند ، مانند اطفال ؛ بر خلاف رجال . پس ارجاع كسب و تجارت و مأموريت حكومت و عضويت دواير دولت به مردان اولى است و احسن .
تنبيه : از بعض از اهل اروپا نقل شده كه مىگويند عقول زنان بيشتر است از عقول مردان ؛ و استدلال كردهاند به اينكه در تشريح ، مبيّن شده كه مخ نسوان از حيث مقدار بيشتر است از مخ رجال ؛ پس بايد زنان اعقل از مردان باشند براى اينكه مخ ، محل عقل و فهم و حفظ است ؛ و بودن طلاق به دست زنان نه به دست مردان ، - به قول آنها كه مىگويند - متفرّع بر همين دليل است و اين غلط است قطعا ؛ بر فرض تسليم ، كثرت مخ زنان مستلزم زيادتى عقول ايشان نيست ؛ براى اينكه كثرت مخ به سبب رطوبت مزاج و قلّت حرارت زنانست نسبت به مردان ، و رطوبت بر حجم شىء مىافزايد . به همين جهت ، اعضاى زن الين از مرد است ؛ و حلّ اشكال به اين است كه ارواح و قواى بدنيه و دماغيه و غيرها ، بواسطهء بخاراتى است كه تعبير از آن به روح مىشود نه بواسطهء اخلاط ؛ به همين جهت است كه بدن غالبا محتاج مىشود به تنقيه و تقليل خون ، و الّا ضعف بر او عارض مىگردد . اگر زيادتى اخلاط دليل بر زيادتى قوى بود ، بايستى قوت عارض شود نه ضعف ، و احتياج به تنقيه پيدا ننمايد .
به علاوه انسان وقتى مىميرد از اخلاطش چيزى كاسته نمىشود ؛ پس معلوم شد كه زوال ارواح و قوى از او به واسطهء زوال بخارات است از او ، نه بواسطهء اخلاط ؛ پس ازدياد اخلاط و اجرام سبب است براى قلّت بخارات به جهت اتحاد فضاى حاوى آن دو ، در دو حالت ؛ پس وقتى حجم مخ زايد باشد ، فضاى دماغ كه محل روح دماغى است كم گردد ، پس عقل كم مىشود ، مگر اينكه رؤوس نسوان را بزرگتر از رؤوس رجال فرض نماييم تا زيادى
هامش
( 1 ) . گويا مؤلف از حفظ روايت را نقل كرده ؛ آنچه هست چنين است : و لا تملك المرأة من أمرها ما جاوز نفسها ، فإنّ المرأة ريحانة و ليست بقهرمانة . كافى ، ج 5 ، ص 510 ؛ شرح نهج البلاغه ، ج 16 ، ص 121