عدول به شير مصنوعى نمىكند .
تنبيه دوم : بعضى از دكترهاى دندانساز براى ترويج صنعتشان در جرائد اعلان كردند دندانهاى اصلى مضرّ است به صحّت . ( به اصطلاح موافق با حفظ الصحة نيست ) براى اينكه در بن دندانها و بين آنها چرك جمع مىشود و ازالهاش صعوبت دارد . با غذاى مأكول و آب مشروب وارد معده شده ، مضر به صحّت است . پس اولى براى انسان كندن دندان اصلى و به جاى آنها گذاردن دندان مصنوعى است . بسيارى از حمقاى متجددين آنها را تصديق نموده و دندانهاى اصلى خود را كندند و به جايش دندان مصنوعى گذاردند . به جان خودم ، تفرّج در احوال متجدّدين و افعال آنها كمتر از تياترهاى متداوله در اين زمان نيست و عجب اينكه اينها سودا و نمليت را كه از قلياب « 1 » گرفته مىشود « 2 » با اينكه قطعا سمّيّت دارد حتى اينكه گفتهاند يبوست قويّه دارد كه در خارج بدن هم استعمالش جايز نيست مگر تركيب شود با مصلحى ، بدون تحاشى استعمال مىكنند و امثال اين مزخرفات ؛ به محض اينكه در جرائد بخوانند فلان چيز از فلان دكتر اروپايى صادر شده ، هرچه باشد بدون تحقيق تصديق مىنمايند .
اعلان راجع به دندان را يكى از متجددين براى من نقل كرد . در جواب گفتم : تو موحّد و قائل به وجود صانع هستى يا طبيعى ، اگر موحّدى آن خدايى كه خالق دكتر است ، از دكتر اعلم است كه براى انسان ، اسنان قرار داده ؛ اگر مضرّ و منافى با صحّت بود نمىآفريد . و اگر طبيعى هستى ، افعال طبيعت بر وفق حكم عقل و مصلحت است به اتفاق همه ، به علت اينكه طبيعت براى انسان چشم آفريده و دكترها از اصلاحش عاجز هستند وقتى مؤف « 3 » بشود .
ساكت شد و جواب نداد .
نهم تجارت و كسب براى زن نزد اروپائيان كه قبله و پيشواى متجدّدين هستند ، به راستى زنان آنها تا ضرورت مقتضى نشود ، در صدد كسب برنمىآيند ؛ مثل اينكه هيچ مرد نداشته باشد . به همين جهت ، هر زن كه اشتغال به كسب و كار داشته باشد ، وقتى مزوّجه شود ، دست از كار و كسب مىكشد ؛ اين را زياد مشاهده كرديم ( زنى از اهالى لندن در رنگون ) اشتغال به بعضى اشغال داشت ؛ يكى از اهل آنجا به او عاشق شد . قبول ازدواج نمود . بعد از ازدواج زن را از شغل ممانعت كرد ، پذيرفت و از شغل دست كشيد ؛ همچنين مردى با زنش در آفيس مشغول تجارت بود . مردم او را ملامت مىكردند و مىگفتند از
هامش
( 1 ) . نوعى خاكستر گيان اشنان ؛ كربنات سديم يا املاح پتاسيم كه در صابونپزى و صنايع ديگر از استفاده مىشود . براى توضيح در اينباره بنگريد به مدخل سود و قلياب در فرهنگ معين .
( 2 ) . دو مشروب هستند مثل ليمونات كه در عراق عرب شايع است ( يادداشت مؤلف )
( 3 ) . آفتزده ، آفت رسيده .