تجارت منافات دارد .
تنبيهان اول : پوشيده نيست كه غالب اعمال اروپايى مبتنى است بر مصالح و مفاسد دنيوى كه بعد از امتحانات عديده و تجارب كثيره براى آنها حاصل گرديده و اين معنى بر انسان ظاهر نمىگردد مگر بعد از تأمّل تامّ در اعمال و افعال و مقدمات آن ؛ و نتيجهاش تفكر در اسباب و حقايق آنهاست . پس از آن ، در صورت اهليت و لياقت آن ، حقايق و اسباب برايش كشف مىشود ؛ ليكن متجددين به محض اينكه از آنها چيزى ببينند ، قدم جاى قدم آنها مىگذارند و پيروى مىكنند ، بدون التفات به اسباب و حقايق و نكات و دقايق آنها بلكه بسيارى از متجددين كه لياقت ندارند ، هم خود را هلاك نموده و هم ديگران را به معرض هلاكت درمىآورند ؛ پس مصداق قول خداى تعالى
« خَسِرَ الدُّنْيا وَ الْآخِرَةَ ذلِكَ هُوَ الْخُسْرانُ الْمُبِينُ »
« 1 » واقع مىشوند از جمله اينكه مىبينند اروپائيان شير مصنوعى تهيه مىكنند و به اطفال خود مىدهند ، ديگر نه سبب را مىدانند و نه مورد استعمال را .
يكى از متجددين زوجهاش را منع نمود از اينكه طفلش را از پستان شير بدهد با وفور شيرى كه داشت ، او را مجبور ساخت كه طفلش را با شير مصنوعى شير دهد . بچه هر شب از خواب بيدار مىشد و گريه مىكرد تا شير مصنوعى تهيه كنند و به او بدهند ، طول مىكشيد و به سبب گريهء طفل بيدار و بدخواب گشته مضطر مىشد كه برخيزد و طفل را از گريه ساكت نمايد . لذا خواب از چشمش بدر مىرفت و تمام روز را به كسالت به سر مىبرد ؛ چون وقت [ و ] فرصت خوابيدن روز نداشت ، بواسطهء كارهاى خارجى تا مدت يك ماه به اين وضع گذرانيد . عاقبت از اين وضع عاجز گرديده ، زوجهاش را گفت طفل را از پستان شير بده ، وقتى خواست از پستان شير بدهد ، ديد پستانش خشكيده ، شير ندارد . اضطرار مرد را وادار كرد كه براى طفل ، مرضعه بياورد ، به ماهى بيست روپيه ، شهريه با لباس و غذا و غيره . بعد از آوردن مرضعه راحت شدند ؛ طفل را پهلوى خودش مىخوابانيد . هر وقت طفل بيدار مىشد مرضعه پستان در دهانش مىگذاشت از گريه ساكت مىشد . هرچند راحت شدند ليكن بعد از زحمت و تحمل شهريه و خرج فوق العاده علت چه شد ؟ فرنگى مآب بودن من حيث لا يشعر و پيروى اروپايى كردن .
براى استعمال شير مصنوعى سه مورد است : 1 ) فقدان شير يا عدم كفايت آن ؛ 2 ) موافقت نداشتن شير با مزاج طفل ؛ 3 ) طفل مريض يا لاغر باشد ؛ چون شيرهاى مصنوعى را با اشياء نافعه براى طفل به گمان خودشان مخلوط مىسازند و در جرايد منتشر مىنمايند .
اما با موافقت شير مادر يا مزاج طفل با كفايت و صحّتش احدى از اروپائيان از شير طبيعى
هامش
( 1 ) . حج ، 11