خادم بسپارد . بنابراين اگر انسان زن اختيار نمايد ، بهتر است از اينكه خادم بياورد ؛ چه زوجه خدمت خانه را به عهده مىگيرد بهتر از خادم و غير خادم از مرد و زن .
پنجم : وجود زن براى مرد از امور لا بد منه است ؛ پس اتخاذ خادم مصرف زايدى است كه هركس نمىتواند تحمّل نمايد .
ششم عنوان خادميت عنوانى است كه مردم از آن كراهت دارند و اعراض مىنمايند و احدى ميل ندارد مگر اشخاص بىحسب و نسب كه داراى شغل و صنعتى نيستند و راهى براى تحصيل معاش ندارند . حتى اينكه مردم حمّالى و كنّاسى را بر خدمتگذارى ترجيح مىدهند . براى اينكه اوّلا شغل پستى است و ثانيا انسان را مقيد مىنمايد .
افصح المتكلمين سعدى شيرازى مىگويد :
بدست آهن و تفته كردن خمير * به از دست بر سينه نزد امير
ابن يمين مىگويد :
دو قرص نان اگر از گندم است و يا از جو * دوتاى جامهگر از كهنه است و يا از نو
بچار گوشهء ديوار خود بخاطر جمع * كه كس نگويد از اين جاى خيز و آنجا رو
هزار مرتبه بهتر به نزد ابن يمين * ز فرّ سلطنت كيقباد و كيخسرو
پس مادام كه ضرورت شديده اقتضا نكند ، انسان قبول خادميت و تحمّل آن نمىكند . شهرى كه داراى صد هزار جمعيت باشد ، گمان نمىكنم كه زياده از هزار نفر ايشان قبول خادميت نمايند ؛ آن هم با مصارف و شهريه زايد ؛ چنانچه در بلد رنگون مشهود است . پس اشغال براى فقدان خادم معطّل خواهد بود ؛ اما اگر انسان زوجه اختيار نمايد ، فائدهء ازدواج حاصل شده ، خدمت خانه را به خادم داده ، بدون اينكه ماهيانه يا مؤونهء زايدهء بر زوجيت بخواهد و با نان خالى بدون خورش مىسازد . اگر شوهر تأديبش كند نمىفرارد و عنوانش با شوهر عنوان خادميت نيست . اعراض از خدمت و كراهت از آن ندارد ، بلكه عنوانش قريب عنوان زوج و احترامش مثل احترام اوست . معذلك بهتر از خادم در خانه خدمت مىكند ، بلكه كارهايى را كه خادم از آن استنكاف دارد ، اقدام مىنمايد ؛ چنانچه در رنگون شخصى داخل بيت الخلا شد ، چيزى از او در بيت الخلا افتاد ؛ سوراخ را سد كرد . زوجهء صاحب خانه خادم را امر كرد آن چيز را بيرون آورد تا سوراخ باز شود . خادم از اين كار امتناع نموده سرپيچيد . زن چون اين بديد ، لباس بيرون كرد و آن چيز را بيرون آورد و ثقبه باز شد . بعد خود را شستشو و تطهير و تنظيف نمود ؛ از عزّتش چيزى كم نشد بلكه نزد شوهر و غير شوهر بر عزّتش افزود ؛ سبحان من جمع بين الضدين .
هفتم خدمت بر دو قسم است : اول مأموريت حكومت و عضويت دواير دولت يا اينكه مدير يا معلم يا ناظم يا خادم مدرسه باشد . و اين قسم از خادميت چندان ذلّت ندارد جز