تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل حجابيه (فارسى) — صفحة 474

مساهمون:

ص٤٧٤
محذورات ؛ براى اينكه علاقهء زوجيت اقوى است از علاقهء خادميت و مخدوميت ، بلكه از علاقهء بين آقا و بنده و ترك اين علاقه به سهولت ممكن نيست ؛ اوّلا به جهت محبّت هريك از طرفين ( زوج و زوجه ) به يكديگر ، خصوصا در صورتى كه مرد به وظايف زوجيت عمل نمايد و زيادتر ؛ در اين صورت محبّت زوجه نسبت به زوج بيش از آن است كه تصور شود . بسا هست محبّت به شوهر محبوب به جايى برسد كه زوج را بر پدر و مادر و اقربا ترجيح دهد . ثانيا به جهت آن‌كه زن شوهردار قادر بر فرار از شوهر نيست ، براى اين‌كه هر كجا برود مأخوذ و به شوهرش مردود خواهد شد ، در هر سلطنت و حكومت كه باشد . به علاوهء اينكه اين امر در نهايت قباحت است و هركه مرتكب شود ، نزد همه كس مورد ملامت واقع خواهد شد و در انظار خوار و بىاعتبار گردد و هيچ كس او را نمىپذيرد تا از حبالهء شوهر خارج نگردد . به همين نظر است كه هرچه از طرف شوهر بر او وارد گردد از ناملايمات ، از ضرب و شتم و مانند اينها صبر و تحمّل مىنمايد ؛ براى ممكن نبودن فرار . وقتى عاجز شد به نهايت عجز ، از شوهرش تقاضاى طلاق مىنمايد . چون قدرت فرار از شوهر بدون طلاق ندارد . پس وقتى كه زن دانست كه طلاق و قطع علقه زناشويى به اختيار زن نيست و فرار هم امكان ندارد و شوهر ديگر هم نتواند اختيار نمايد بدون طلاق ، با فرض اينكه زوج متكفّل امور زوجه باشد و زوجه هم بدون زوج معيشت برايش سخت باشد ، ناچار توطين نفس بر بقاى با شوهر و عدم مفارقت از او خواهد نمود ؛ پس خيانت نمىكند ؛ خانه و اموال زوج را محافظت مىكند و با كمال جدّيت و رغبت به خدمت مىپردازد ؛ به طورى كه خانه و هرچه در خانه است ، از خود مىداند . خصوص در صورتى كه فرزند هم داشته باشد . پس علاقه مستحكم‌تر و زياده از آنچه بوده است ، مىگردد . به طورى كه فرق بين مال خود و مال شوهر نمىگذارد ؛ خصوصا با علمش به اين‌كه بعد از مردن شوهر مال شوهر به او و اولادش انتقال مىيابد و از بين ايشان خارج نمىگردد . پس مادام الحيات خودش را وادار بر بقاى با شوهرش مىكند ؛ چنانچه محسوس است و مشاهد ؛ به خلاف خادم كه علاقه‌اش با مخدوم قوى نيست و قدرت بر فرار از مخدوم دارد ، بلكه محتاج به فرار نيست ؛ اختيار خروج دارد و مجرم بشمار نمىرود و مورد ملامت واقع نمىگردد ؛ خصوصا در صورتى كه متعذّر به بعضى از اعذار هم بشود و محبّت با مخدوم هم نداشته باشد چه غرض خادم از خدمت اجرت است ؛ وقتى بداند كه ديگرى بيشتر اجرت مىدهد ، نزد او مىرود و از مخدوم اول چشم مىپوشد ؛ به همين جهت است كه غالبا خدّام تفحّص و تجسّس مىكنند از محلى كه بيشتر اجرت مىدهند تا به آنجا بروند ؛ زيرا خدّام جز تحصيل مال مقصودى ندارند ؛ پس چه‌طور مىتواند انسان به اين خدام اعتماد نمايد و خانه و اموال خود را به
رسائل حجابيه (فارسى) — صفحة 474 | الشيخ رسول جعفريان