عقل وجوب حجاب است بر زنان يا نه ؟ سوم بر تقدير وجوب حجاب در اسلام ، آيا قبل از اسلام و در ساير ملل منسوخه مانند يهود و نصارى ، آيا حجاب واجب بوده [ است ] يا نبوده ؟ و بر تقدير عدم وجوب ، محتاجيم به بيان فارق ؛ به علت اينكه ، اگر حجاب داراى مصلحت است ، بايد در تمام اوقات و ساير ملل هم باشد و الّا فلا .
قبل از دخول در مقصود ، اوّلا در صدد دفع اعتراض معترض براييم ، پس از آن شروع در مقصود نماييم . پس مىگوييم :
[ زنان از تعليم و تربيت و تجارت تا خانهدارى ]
اما اعتراض اول كه تعليم و تعلم و ترقيات علمى و تجارتى موقوف است بر عدم حجاب ؛ جواب نسبت به تعليم و تعلّم و ترقّى علمى اين است كه ترقّى مذكور موقوف بر عدم حجاب نيست ، بلكه ممكن است با داشتن حجاب بدون عسر و حرج ترقّى علمى حاصل بشود ؛ براى اينكه تعليم و تعلّم در مدارس حاصل خواهد شد ؛ چنانكه زن به خانهاش با حجاب مىرود ، ممكن است به مدرسه با حجاب برود و لازم ندارد كه مردان مجاز در دخول به مدارس بشوند تا زنان دچار سختى و اشكال گردند براى احتجاب از مردان در مقام تحصيل و تعلّم ، و اعضاى مدرسه هم از مدير و معلم و ناظم و خادم از زنان معين شوند ، چنانچه در بلاد هند و غيره معمول و مرسوم است در مدارس جديده ، بلكه عدم حجاب نسبت به تعليم و تعلّم ، مثل سنگ است در جنب انسان كه اصلا و اساسا ربطى به هم ندارند .
اما جواب نسبت به تجارت ، موقوف است بر تمهيد مقدمه ؛ و آن اين است كه انسان هرگاه بخواهد عهدهدار شغلى از اشغال بشود ، اعم از تجارت يا صناعت يا زراعت يا عضو مدرسه از مدير تا خادم يا طبيب و دكتر و مانند اينها ( و اين شغلها باصطلاح ما افعال خارجيه است ) وقوع اين افعال خارجيه ، بر وجه كمال موقوف است بر انتظام امور داخلى اين شخص مثل انتظام امر غذا و خواب و مسكن و لباس و تنظيف و خياطت و نحو اينها ؛ و اين امور موقوف است بر تحصيل اسباب طبخ و سكنا و فرش و روبيدن منزل و ساير امور لازمهء براى منزل ؛ و لا بد است كه به شخص امينى بسپارد كه حفظ نمايد و همچنين ساير اموالش را براى اينكه انسان محلى براى حفظ اموال و اثاث البيت جز منزلش ندارد ؛ و بديهى است كه انسان به تنهايى قادر بر نظم امور داخلى و خارجى باهم نيست ؛ و بر فرض امكان ، امورش مختل و حواسش پريشان و نظم هيچيك از امور داخلى و خارجى بر وجه كمال و موافق مرادش واقع نخواهد شد ؛ پس هركس بخواهد اشتغال به افعال خارجيه پيدا نمايد ، لا بد است از اينكه امور داخلى را به شخص امينى محوّل گرداند كه وقتى از