عديده و تجارب كثيره براى آنها حاصل گرديده » در حالىكه متجددين ايرانى « به محض اينكه از آنها چيزى ببينند ، قدم جاى قدم آنها مىگذارند » . پس از آن ، وى ، نمونههايى را در اين باب مثال زده است . وى همچنان بحث اشتغال زنان را در خارج از خانه مورد توجه قرار داده و در ابعاد مختلف از آن بحث كرده است .
وى دربارهء تأثير وضعيت بىحجابى در رواج زنا سخن گفته و اينكه اروپايىها كه به حسب و نسب بىاندازه اهميت مىدهند ، « از قرارى كه گفتهاند ، به كرات عديده در پارلمان » بحث از حجاب را مطرح كردهاند كه پذيرفته نشده است . تأسف مؤلف از اين است كه « اروپايىها مىخواهند زنانشان حجاب داشته باشند » و « مسلمانان مىخواهند حجاب را از زنهاى خود بردارند . » وى حتى خبرى نقل مىكند كه گويى آتاتورك نيز از برداشتن حجاب پشيمان شده است ! و مىافزايد : « از قرار نقل مىگويند اهل ايران مىخواهند حجاب را بردارند به متابعت اتراك » . طبعا اين خبر صحيح نبوده است .
مؤلف بحث مفصلى دربارهء مضار بىحجابى دارد و از اين زاويه به نكات فراوانى اشاره كرده كه برخى از آنها مطالب جدّى و البته برخى سطحى و قابل تأمل است .
جواب اعتراض دومى كه در مقدمهء كتاب طرح شد ، از ص 68 به بعد آغاز شده است .
اعتراض آن بود كه وقتى مردم چشم و دلشان از ديدن زنان پر شد ، زنا كمتر صورت مىگيرد . به نظر وى ، اين امر توهّمى بيش نيست ؛ لذّت بردن از زن ، جز لذّت بردن از چيزهايى مانند لباس و مأكولات و مانند اينهاست . در اين مورد ، به عكس آن موارد ، « رغبت به آنها كم نمىگردد بلكه زياد مىگردد » .
اما اينكه برخى حكم حجاب را اسلامى ندانسته و ساخته شده دورهء بعد دانستهاند ، مطلبى است كه وى در ادامه به آن پرداخته است . نخست بيان ادلهء قرآنى و روايى دربارهء حجاب است . به علاوه ، اتفاق مسلمين در همهء نقاط بر امر حجاب خود دليل ديگرى بر آن است كه اين امر از اساس در فرهنگ اسلامى بوده است . وى دربارهء آيا ، استدلال به آنها و نقد و ايرادهايى كه در كتابهاى فقهى و تفسيرى بوده ، از جمله مفهوم و مصداق زينت ، به تفصيل بحث كرده است . وى در پايان بحثى هم دربارهء حجاب در امم سالفه دارد كه مواردى از هندوها ، مسيحىها و جز آنها را به دست داده است .
رسائل حجابيه (فارسى) — صفحة 468
مساهمون: الشيخ رسول جعفريان
ص٤٦٨