تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل حجابيه (فارسى) — صفحة 451

مساهمون:

ص٤٥١
با زرنگ و نيرنگ دگر خواهند زد ؛ اما اشخاص و مواد قابله بر حسب مقدمهء مذكور به حكم
« فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ »
؛ « 1 » بايستى معانى و تفسير آيات شريفهء قرآنى را از اهل قرآن كه عبارت از ائمه طاهرين و علماى اعلام هستند و مانند خودبينان و شهوت‌پرستان ، ديدهء عقل منيرشان محجوب به حجاب شهوت نگرديده ، سؤال نمود و متابعت فرمايشات آنان را بايد لازم دانست . عجبا كسانى كه قادر برخواندن عبارت قرآن نيستند ، به لباس ديانت و اسلامى جلوه‌گر گرديده و در باطل مذهب زردشتيان و عيسويان را در ايران ترويج نموده ، وطن عزيز ايران و محبوب ما اسلام را ويران و به كلمهء اختلاف خراب و ويران و به درد بىدرمان مبتلا خواهند ساخت . آيا كدام‌يك از مسائل مملكتى ما بطور واقع رو به ترقى نهاده كه فقط ترقى را در شهوت پرستى و رفع حجاب دانسته و تمامى را صرف‌نظر نموده و فقط تمدّن و انسانيت را در تقليد از آلايش به شهوات و كشف حجاب زن‌ها قرار داده‌اند . ولى اگر قدرى صاحب ادراك باشند و به عقل خود رجوع نمايند ، خواهند فهميد كه ترقّى امورات مملكتى و تمدّن انسانى در فكل و كراوات يا البسهء لطيف و قشنگ خارجه و يا زن‌هاى خود را كشف حجاب نموده و مانند اروپائيان دست بر عفّت آن‌ها زده ، در باغ‌ها و خيابان‌ها مشغول تفريح و عيش و عشرت بودن ، نخواهد بود و خواهند دانست كه فقط انسانيّت و مدنيّت و ترقّى مملكت به تكميل اخلاق و مقيّد بودن به قوانين است كه به عبارت ساده‌تر بودن مذهب در ميان جامعه و قوانين لازمه و نشر احكامات قرآن مجيد است . پس در همچو عصرى كه هيچ يك از امورات و ترقيات مملكتى ما به پايهء اروپائيان نرسيده ، اگر تقليد از آلايش ظاهرى آن‌ها نموده و زن‌هاى خود را به كشف حجاب ترغيب نماييم ، آن وقت شهوت‌پرستان كه لذّات نفسانى حيوانى را ترجيح بر مقيّدات و رسومات انسانى مىدانند ، علنا به كام ديرينهء خود نايل گشته و مانند ميكروب مسرى به ديگران هم اين مرض شهوت‌رانى حيوانى اثر كرده مملكت ما هم مثل پاريس داراى 200 هزار زنان فاحشه خواهد شد كه ديگر كسى فرق ميان زن و بچه و خواهر و دختر و مادر خود قرار نخواهد گذاشت . و همين نكته به تصديق علماى اجتماعى اروپا ، توحّش غريبى در جامعهء نسوان توليد كرده و مبناى آن را نبودن حجاب دانسته‌اند ؛ و با اين همه بىعلمى و تقليد كه سر تا پاى مملكت ما را فروگرفته است ، منجر به مفاسد و خرابىهاى كلّى خواهد شد كه ديگر به هيچ وجه راه علاج و بهبودى در آن تصوّر نتوان كرد . عجبا چيزى را كه آنها مفاسد او را كشف كرده ، در صدد ترك آن بر آمده‌اند ، بدنام
هامش
( 1 ) . نحل ، 43