به قتال يا تبعيد ايشان از اوطان تا آنكه همجوار تو نباشند در مدينه مگر زمان اندكى ؛ پس اين جماعت شهوتپرست در لعنت مانندگان خواهند بود ؛ پس هرگاه يافت شوند ، گرفته شوند و كشته گردند ؛ يعنى بايد گرفته شوند هركجا كه يافت شوند ، و بهطور خوارى بايستى كشته شوند ؛ چه آنكه وجود چنين اشخاص موجب تخريب جامعه و فساد اخلاق عامّه است ؛ و از براى اهميت حفظ اين دو مرتبه ، كشتن چنين اشخاص را حتم فرموده كه روح اخلاق كرور نفوس بشر به واسطهء ايشان كشته نشود .
و ديگر آنكه در جزو 18 سورهء 24 آيهء 31 مىفرمايد :
« قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ يَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِكَ أَزْكى لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِما يَصْنَعُونَ وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ يَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا ما ظَهَرَ مِنْها وَ لْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى جُيُوبِهِنَّ وَ لا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبائِهِنَّ أَوْ آباءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنائِهِنَّ أَوْ أَبْناءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوانِهِنَّ أَوْ بَنِي إِخْوانِهِنَّ أَوْ بَنِي أَخَواتِهِنَّ أَوْ نِسائِهِنَّ أَوْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِينَ غَيْرِ أُولِي الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِينَ لَمْ يَظْهَرُوا عَلى عَوْراتِ النِّساءِ وَ لا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ ما يُخْفِينَ مِنْ زِينَتِهِنَّ وَ تُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِيعاً أَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ
؛ « 1 »
ما حصل ترجمه آنكه بگو اى محمد ! به زنان مؤمنه كه از روى عصمت و عفّت بپوشند چشمهاى خود را ، و ننگرنند به مردان نامحرم ، و نگاه دارند فرجهاى خود را از زنا ، و ظاهر نسازند زينت و آرايشات خود را ( از قبيل پيراهنهاى نيكو و جامههاى رنگين و گوشوارهها و سينهريزها و النگو و آنچه جزء زينت شمرده مىشود ) مگر آنچه كه ظاهر باشد از آن زينت ؛ مثل چادر و مقنعه و كفش و جوراب كه بالضرورة ظاهر است ؛ و چون مثل تمدّن و فرنگىمآبى امروزه ، عادت زنان عرب در زمان جاهليّت بود كه مقنعه و روىبند را برداشته و صورت و گردن و سينه را مكشوف مىكردند ، لذا خداوند - جلّت عظمته - زنان مسلمان را از آن نهى كرد كه بايد فرواندازند زنان مقنعههاى خود را بر صورت و گريبانهاى خود ؛ البته اين امر پرواضح است كه برترى و زيبايى زن از صورت او پيدا مىشود كه مركّب از ابروهاى مشكين و لبان سرخ و چشمهاى بادامى سياه و رخساريى كه به صد نيرنگ مزيّن و آب و رنگ داده و موهاى مشكين و گردنهاى بلورى مىباشد كه دلرباى مردان شهوتپرست است ؛ و گرنه ساير اعضاى يك زن با زن ديگر فرق ندارد ؛ و لذا در مقام خواستگارى ، تمام مردم متوجه صورت مىباشند كه خوشگل است يا بدگل ؛ نه در مقام زشتى و زيبايى سينه يا شكم يا بازو ؛ و مورد و محل مهيّج شهوت ، همان صورت
هامش
( 1 ) . نور ، 30 - 31