عجبا كه اين گروه خود تصديق مىنمايند كه هر قوم و ملتى اصطلاحات خاص و هر كتاب علمى داراى مراتبى از مراتب علمى خواهد بود كه نوع مردم بدون مقدمات و علم به آن اصطلاحات نخواهند علوم مدونه در كتب آن قوم را دانست و لو آنكه آن كتب به زبان ملى عمومى هر ملتى بالنسبه به خود ترجمه شود . كتب علمى اروپائيان و كتب حكماى عالم را اگر گوييم كه ترجمهكنند ، عوام از مردم بفهمند ، مىگويند به صرف ترجمه به لسان عامى ، نخواهد فهميد بلكه محتاج به مقدّمات علميّه و فهم اصطلاحات آن طايفه ، خاصّه از عالم به آن علم مىباشد ؛ پس در اين صورت ناچار تصديق كرده مىشود :
« فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ »
؛ « 1 » پس به هرحال و به هر زبان اگر قرآن ترجمه شود ، باز اين شهوتپرستان نخواهد فهميد . ماها سؤال مىكنيم : آيا هندسه و و جبر مقابلهاى كه در مدارس درس داده مىشود ، فارسى نمىباشد ، پس چه شده كه باز محتاج به درس گفتن و نزد علماى اين علم بايد تحصيل شود و هر فارسىخوان نمىفهمد ؛ ولى معذلك تا به حال چندين تفسير به زبان فارسى از براى قرآن نوشته شده ؛ من جمله از آنها منهج الصادقين و خلاصة المنهج و تفسير تبيان و لوامع التنزيل و تفسير كبير « 2 » است ؛ خودبينى و شهوتپرستى فرصت نمىدهد كه اين نحوه از اشخاص بروند تفحّص كنند ، بدست بياورند ، بخوانند . بر فرض اگر بخوانند ، كسى كه خوى او خوى حيوانيّت و هيكل او يكپارچه شهوت است ، و حجاب هواى نفس چشم او را گرفته ، آيهء حجاب را نخواهد فهميد يا بر فرض ، اگر هم بفهمد ، كسى كه تمامى قواى خود را مجدّانه براى شهوتپرستى خود شب و روز در رفع حجاب مىگمارد ، اگر صد آيهء حجاب در قرآن ببيند با قلم غيظ و غضب او را خواهد تراشيد . تأثيرات قرآن در قلوب چون تأثير تربيت آفتاب است در مواد قابله . آفتاب در شورهزار گل نروياند ، چه آنكه ماده قابل نباشد ؛ قرآن در شورهزار قلب شهوتپرست ، گل و ريحان ، معرفت و ايمان و حقيقت نروياند . آفتاب تقصير ندارد ؛ اعتراض بر او لغو است ؛ ماده قابليت ندارد . جهال مىگفتند : اى محمد ! اگر به آسمان به روى و بيايى ، كوهها را طلا كنى ، ما را غنى سازى و يا آنكه آسمان بر سر ما فرود آيد ، باز هم به تو ايمان نخواهم آورد :
« أَوْ تُسْقِطَ السَّماءَ كَما زَعَمْتَ عَلَيْنا كِسَفاً أَوْ تَأْتِيَ بِاللَّهِ وَ الْمَلائِكَةِ قَبِيلًا ؛ أَوْ يَكُونَ لَكَ بَيْتٌ مِنْ زُخْرُفٍ أَوْ تَرْقى فِي السَّماءِ وَ لَنْ نُؤْمِنَ لِرُقِيِّكَ حَتَّى تُنَزِّلَ عَلَيْنا كِتاباً نَقْرَؤُهُ »
؛ « 3 »
روح اين طايفه هم با روح آنها شركت دارد ؛ اگر هرچه بگويند بجا آورده شود ، عاقبت
هامش
( 1 ) . نحل ، 43
( 2 ) . سه مورد اخير فارسى نوشته نشدهاند . تفسير اخير ، اگر مراد تفسير فخر رازى باشد ، در حال نشر به فارسى است .
( 3 ) . اسراء ، 92 - 93