كنندگان تمدّن در ايران در تجديد آن كوشش مىنمايند . شهوتپرستان كه ترقّى مملكت را به كشف حجاب و خرابى آن را به حجاب مىدانند وجدانا بگويند كه ، آيا از اوّل دنيا تا حال ترقّى امورات مملكتى و سلطنتى در يد مردها بوده يا در اختيار زنها و انجام كداميك از امورات دنيوى ، غير از تربيت اطفال بشرى سپرده به طايفهء نسوان بوده است ؟ البته هر ذى شعورى مىداند كه ترقّى و تنزيل امورات مملكتى چه از شرعى و چه از معارفى و چه از انتظامات كشورى و لشكرى و دولتى ، در كف كفايت مردها بوده و زنها فقط از براى بقاى سلسلهء نوعيّهء بشريّه و تربيت اطفال انسانى مىباشند و يا كارهاى داخلى خانه از براى مرتّب ساختن اساس زندگانى ؛ و اگر معدودى هم از طايفهء نسوان به مقام سلطنت رسيده ، نه من باب لياقت و كفايت شخصى ايشان بوده ، بلكه فقط از اقدامات ملى بوده كه من باب محبوبيت خانوادهء سلطنت در نزد ملّت نظر به حفظ بقاى سلطنت در آن سلسلهء جامعهء ملّت ، براى حفظ اين مرتبه نام سلطنت را به او نگاه داشته و باز زمام امر به دست بزرگان از مردان و وزراى عظام دانشمند با كفايت بوده است .
اشخاصى كه مىگويند نسوان از جنس بشرند و در حقوق بايد با رجال مساوى و به علما و اهل ديانت ايراد وارد مىسازد كه چرا مانع از حريّت و تساوى بين رجال و نسوان مىگردد ، تصديق مىكنيم كه آنها هم از جنس بشر هستند ؛ لكن خوب است از روى وجدان قدرى تفكّر نمايند و اين ايراد را به كارخانهء خلاقيّت نمايند كه در اصل خلقت ، مرد و زن را تباين كلى خلق كرده ؛ مرد داراى قوّهء فاعله و عاقده است و زن داراى قوهء متقابله و منعقده است . عبارت واضحتر از اين ، مرد از زير نافش چيزى بيرون مىآيد و زن در زير نافش چيزى فرومىرود . اگر كسى بخواهد كه حقيقتا انسان كامل بشود و از اخلاق بشرى رايحهاى استشمام نمايد و از حيوانات امتيازى در خود ظاهر سازد ، خوب است قدرى از روى فكر بدون عصبيّت ، توجّه به فهميدن دستورات قرآن مقدّس نمايد تا بداند كه قرآن مجيد از براى انتظامات امورات جامعهء بشر و تربيت كردن بنىآدم ، چطور احكامات حكيمانه و نصايح فيلسوفانه كه جعل آن از طوق بشر خارج است ، به ما دستور مىدهد كه اگر جنبهء حيوانيّت را ترك نموده ، و دستوراتش را به موقع اجرا گذاريم ، آن وقت سعيد الدنيا و الاخره خواهيم شد و الّا مصداق :
« أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ »
؛ « 1 » واقع خواهيم گشت و از حيوانات پستر خواهيم گرديد ؛ چه آنكه وجدانيّات حيوانات را هم از دست دادهايم . « هر آنچه ناصح مشفق بگويدت بپذير » چنانچه در جزو ( 22 ) سورهء ( 33 ) مىفرمايد :
« يا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْواجِكَ وَ بَناتِكَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلَابِيبِهِنَّ ذلِكَ أَدْنى أَنْ يُعْرَفْنَ
هامش
( 1 ) . اعراف ، 179