منزل فاطمه را در صورتى كه بودم من با آن جناب . وقتى كه به در رسيديم ، دست نهاده و در را گشود . پس سلام فرمود و فاطمه سلام الله عليها جواب سلام آن حضرت را بازداد .
حضرت فرمود : كه داخل گردم ؟ عرض كرد : داخل شو . فرمود : با كسى كه با من است داخل شوم ؟ عرض كرد كه ، مرا مقنعه نيست . فرمود : حضرت كه از زيادى ملحفهء خود گرفته ، مقنعه قرار ده ، پس فاطمه عليها السلام امتثال فرموده تا اينكه پيغمبر صلى الله عليه و آله و من داخل شديم و در اين هنگام صورت آن مخدّره مثل شكم ملخ زرد بود . فرمود پيغمبر صلى الله عليه و آله كه : چه مىشود مرا ، مىنگرم تو را كه صورتت زرد است ؟ عرضه داشت كه ، از گرسنگى مىباشد . پس حضرت دعا فرمود و گرسنگى آن مخدّره به سيرى مبدل گرديد . جابر گفت : قسم به خدا ديدم خون از قصاص زهرا منحدر بود كه صورت مباركش سرخ شد .
و اين حقيقت يك اعجازى بود كه از وجود مبارك پيغمبر بروز نمود ؛ به جهت آنكه مطابق خبر به دعاى حضرت ختمى مرتب خون بدون مواد اغذيه در مزاج حضرت زهرا عليها السلام توليد گرديد ، به اندازهاى كه صورت مباركش از اصفرار و زردى به احمرار و سرخى مبدل گرديد . اين است عين خبر .
آنچه را كه خصم دليل خود اتّخاذ نموده ، قسمت نظر كردن جابر است به زهرا عليها السلام . ولى اوّلا ممكن است كه نظر جابر به فاطمه سلام الله عليها از روى اتّفاق بوده .
چنانچه از لفظ اذا كه مذكور در خبر است ، همين معنى محتمل است . خصوصا دور است نظر عمدى به فاطمه سلام الله عليها در محضر رسول الله صلى الله عليه و آله بلكه ممكن است قطع به عدم حاصل كنيم . بديهى است كه در جميع رجال و نساء خلاف اين مطلب است ؛ چه برسد به سيد نساء . و جابر علاوه در حديث ديگر دارد كه فرمود فاطمه سلام الله عليها : بهترين زنان كسانى هستند كه به مردان نظر نكنند و بهترين مردان كسانى هستند كه به زنان نظر ننمايند . و فرمود پيغمبر صلى الله عليه و آله ، كه فاطمه از من است . « 1 » با اينكه خود زهرا ( س ) مترنّم به اين مقال و متكلّم به اين گفتار گرديد ؛ مع الوصف صورت خود را به اجنبى ارائه مىدهد ؟ پس نبود مگر اينكه از روى نظر اتّفاقى بدان مخدّره نگريست . و ثانيا محتمل است بنابر تفسيرى كه در « غير اولى الاربه » گرديد ، جابر هم از « تابعين غير الاولى الاربه » بوده ، به نصّ آيه خارج باشد .
اما بيان رادّ بودن اين خبر بر مدّعاى خصم از سؤال حضرت در دخول به مصاحبت
هامش
( 1 ) . أن فاطمة قالت له فى حديث : خير للنساء أن لا يرين الرجال و لا يراهنّ الرجال ، فقال ( ص ) : فاطمة منّى .
وسائل الشيعة ، ج 20 ، ص 232 از مكارم الاخلاق .