تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل حجابيه (فارسى) — صفحة 438

مساهمون:

ص٤٣٨
كه تزويج كند امه را به غير خود كه در اين صورت نظر مولى به او از روى تلذّذ حرام خواهد بود . چنانچه اخبارى هم در اين موضوع وارد است . از جملهء آن در موثّق از عبيد بن زراره كه گفت : سؤال كردم ابا عبد الله عليه السلام را از مردى كه تزويج مىدهد جاريهء خود را ؛ آيا سزاوار است از براى مرد ببيند عورتش را ؟ فرمود حضرت كه ، خير ، من پرهيز مىكنم از اين كه كنيز خود را تزويج غير نمايم تا آن‌كه به سوى او نظر نكنم . « 1 » گرچه اين روايت نسبت به عورت خاصه است ، ولى دعواى اجماع كه تمام بدن مرأه عورت است ، نظر مطلق را ثابت مىنمايد . كذلك در صحيحهء عبد الرحمن بن حجاج از ابى عبد الله عليه السلام سؤال مىشود كه آيا ببيند مرد كنيزى را كه تزويج غير نموده منكشفا ؟ حضرت فرمود كه ، منع كرد مرا پدرم كه تزويج كنم از براى بعضى غلمان امهء خود را ، براى اين‌كه او را مثل سابق منكشفا نبينم . « 2 » و منها : نظر به سوى محارمى كه حرام است نكاح آن‌ها مؤبّدا ، به نسب يا رضاع يا مصاهره ؛ ولى در صورت عدم ريبه و تلذّذ ، چنانچه اخبار منطوقا و مفهوما و بعضى از آيات عموما و خصوصا دلالت دارد . و منها : نظر به سوى زنى كه اراده كند شخص ، تزويج او را ؛ و دالّ بر اين مطلب است حسنهء هشام بن سالم و حماد بن عثمان و جعفر بن بخترى جميعا از ابى عبد الله عليه السلام از مردى كه اراده كند تزويج زنى را ، آيا نظر كند به سوى او ؟ فرمود : باكى نيست كه نظر كند به وجه و معاصم او ، در صورتى كه ارادهء تزويج داشته و از روى ريبه و تلذّذ نبوده باشد . و روايت كافى ( در حسن ) از محمد بن مسلم از ابى جعفر عليه السلام از مردى كه اراده كند تزويج زنى را ، آيا نظر كند به سوى او ؟ فرمود : آرى مىخرد او را به اعلا ثمن . و خبر ديگر نظر كند به پشت و صورت و خبر ديگر به شعر و محاسن او در صورت عدم تلذّذ . « 3 » و روايت ابن بابويه در صحيح از عبد الله بن سنان از ابى عبد الله عليه السلام ؛ و كذا دعوى اجماع بر جواز فىالجمله شد ، بلكه نقل از كثيرى به استحباب شد . همچنين دعواى اطباق بر جواز نظر به وجه و كفّين تنها شده است . و منها : نظر كردن طبيب براى معالجه و كذا ساير مواردى كه ضرورت بر جواز قائم گردد . و منها : تابعين غير اولى الاربة كه در آيه استثناء گرديدند :
« أَوِ التَّابِعِينَ غَيْرِ أُولِي الْإِرْبَةِ »
مراد از تابعين كسانى هستند كه متابعت كنند شخص را براى آوردن طعام و شراب ؛ و به غير اولى الاربه كسانى كه از براى آن‌ها حاجتى به زنان نبوده باشد ؛ مثل شيخ فانى و احمق ابلهى
هامش
( 1 ) . كافى ، ج 5 ، ص 555 ؛ قال : أنا أتقى ذلك من مملوكتى اذا زوّجتها . ( 2 ) . كافى ، ج 5 ، ص 469 ( 3 ) . تمامى اين روايات در : كافى ، ج 5 ، ص 365