خاتمه
در بيان ذكر مستثنياتى كه از روى آيه و روايت از موضوع وجوب حجاب خارج شدند .
بدانكه در اصل موضوع حجاب خلافى بين علما در جميع اعصار نيست ، بلكه دعوى ضرورت بر لزومش گرديد . مگر جماعتى كه بهطور اطلاق ، صورت عدم ريبه و شهوت را جايز دانستهاند ؛ ولى بديهى است كه اغلب اوقات نظر كردن به صورت اجنبيّه از روى ريبه و شهوت است . و بالجمله طوايفى كه مستثنى شدند براى مناسبت با موضوع بحث در خاتمه ذكر مىنماييم .
منها : اوّل نظرى كه واقع مىشود به اجنبيّه بدون قصد ؛ براى اينكه شخص ناظر در اين حال غافل و براى غفلت غير مكلّف است . ولى واجب است بر او كه صرف كند نظر خود را از اجنبيه بر سبيل فوريّت ، و اخبارى در اين باب هم وارد است از معصوم كه اوّل نظر منفعت تو است و ثانى ضرر و ثالث در آن هلاكت است . « 1 » و ديگر ، از براى شما است نظر اوّل به سوى مرأه ، و متابعت نكنيد نظر خود را به مرتبهء ديگر و بترسيد از اينكه موجب احداث ريبه و فتنه شود . « 2 »
و منها : نظر كردن مملوك به مولات خود . در موثّقه عبد الرحمن از ابى عبد الله عليه السلام تجويز رؤيت مملوك است به شعر مولات خود ؛ و در حسنهء معاوية بن عمار از ابى عبد الله عليه السلام علاوه تجويز رؤيت به ساق هم گرديده ؛ و در صحيحهء يونس بن يعقوب و موسى بن عمار حصر جواز را در شعر كرد ، در صورتى كه متعمّد نباشد مملوك در نظر كردن به مولات خود ؛ يعنى از روى شهوت و تلذّذ نباشد . « 3 » و مقتضاى روايات جواز رؤيت وجه و كفّين و قدم است .
و منها : نظر كردن به اهل ذمّه و اعراب و اهل سواد و مجنونه و مغلوبة على عقلها و اخبار در اين باب بسيار است كه در بعضى تعليل شده است كه اينها به منزلهء اماء و كنيزانند ؛ ليكن منقول از ابن ادريس منع است ، « 4 » براى عمل به عموم قوله تعالى
« يَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ »
. ولى ممكن است كه مقيّد كنيم منع او را به صورت تلذّذ ؛ چنانچه در صورت ريبه دعواى اجماع بر حرمت نظر گردانيده است .
و منها : نظر به زوجهء خود ظاهرا و باطنا ؛ و در حكم زوجه است امه و كنيز مگر در وقتى
هامش
( 1 ) . من لا يحضره الفقيه ، ج 3 ، ص 474 ؛ در سنن ابى داود ( 1 / 496 ) اين روايت به اين مضمون آمده است : يا علىّ لا تتّبع النّظرة بالنّظرة ، فإنّ لك الأولى و ليست لك الاخرة .
( 2 ) . بنگريد : مستدرك ، ج 14 ، ص 268
( 3 ) . هر سه روايت در : كافى ، ج 5 ، ص 531
( 4 ) . بنگريد : جواهر ، ج 29 ، ص 70