روى اين روايت به قرينهء جلباب كه توصيفش را نموديم ، مطلوب ثابت است .
و از جمله روايتى كه امّ سلمه و ميمونه در خدمت پيغمبر صلى الله عليه و آله بودند كه ابن امّ مكتوم داخل شد ، بعد از نزول آيهء حجاب ؛ فرمود حضرت كه ، محجوب شويد .
عرض داشتند كه ، اين شخص كور است ! فرمود حضرت كه ، او كور است ، آيا شما او را نمىبينيد ؟ « 1 » پس از كلام امّ سلمه و ميمونه كه در مقام اعتراض برآمدند : « ابن امّ مكتوم نابينا است » استفاده مىشود كه حجاب از نابينا مركوز خاطر بوده كه تمسّك به كورى آن مرد كردند . علاوه در روايت دارد « بعد آية الحجاب » ؛ معلوم مىشود كه آيه بالخصوص در موضوع حجاب نازل شده ، چنانچه اشاره گرديد . حاصل اينكه از كلام پيغمبر صلى الله عليه و آله و امر او به احتجاب با وصف كور بودن ابن امّ مكتوم و كلام زنان و ذكر شدن « بعد آية الحجاب » تماميّت و مسلميّت مقصود واضح خواهد بود . و بيان گرديد كه نزول آيه حجاب به حكم تعليل از براى همهء افراد زنان است .
و از جمله بعض اخبارى كه در باب كيفيّت احرام بستن زنان وارد شده است ، مثل خبرين صحيحين كه در يكى امر به اسدال ثوب تا طرف انف ، « 2 » و در ديگرى ارخاء آن تا پوشاندن چشم گرديده ، « 3 » با اينكه در باب حج اظهار عبوديّت به تغيير لون است ؛ چنانچه مفاد تعليل واردهء در اين خبر است و اين ملازم كشف و اسفار است فىالجمله ؛ معذالك حضرت امر به اسدال و ارخاء فرموده ، تا اينكه بالمرّه حجاب مرتفع نشده باشد و هم مماسّ با وجه نباشد تا مقصود از هر دو جهت فىالجمله حاصل آيد .
به علاوه متنقّبه بودن زن در موقع بستن احرام ، دليل بر وجود سيرهء نساء است بر پوشاندن وجه كه حتّى در موقع بستن احرام صورت را مستور داشت و لزوم پوشاندن چشم هم از اين خبر بالصراحه معلوم است ؛ چنانچه فعلا دأب و ديدن زنان هند هم همين است كه چادرشان طورى است كه آن را يكپارچه دوخته ، به خود مىپوشانند و هيچ جايى از بدن ، از وجه و كفّين حتى چشم را ظاهر نمىكنند و بر روى چادر محاذى چشم را مشبّك نموده كه به سبب خاطر آن توانند در مواقع خروج از خانه در طرق و مسالك حركت نمايند و به آن راه را مشاهده كنند . بلكه زنان غير هند مثل اعراب غالبا عبايى را كه بر سر مىگذارند ، نحوى است كه چشمهاى آنها پيدا نيست .
و از جمله در صحيح ديگر در همين باب حضرت امير عليه السلام مىفرمايد كه ، بپوشاند زن صورت خود را . سائل پس از سؤال از مقدار كردن ، مىفرمايد حضرت كه ،
هامش
( 1 ) . وسائل ، ج 20 ، ص 232 ؛ مكارم الاخلاق ، ص 233
( 2 ) . كافى ، ج 4 ، ص 344 « المحرمة تسدل الثوب على وجهها » .
( 3 ) . كافى ، ج 4 ، ص 344 « فقال : أحرمى و أسفرى و أرخى ثوبك من فوق رأسك »