و نوح عليهما السلام به هشتصد سال است ؛ و به بعضى ما بين عيسى عليه السلام و پيغمبر - صلى الله عليه و إله - ماست . كيف كان ، نهى فرمود حقتعالى به زنان پيغمبر كه مثل زنان آن عصر حركت ننمايند .
اما دلالت آيه بر مقصود ، اوّلا معلوم گردد عدم اختصاص حكم به خصوص زنان پيغمبر ، گرچه منطوق و سياق ناظر به اختصاص است ؛ ليكن در تعليل كه احداث طمع در قلب اهل شهوت بوده باشد ، ملاك و مناطى است كه مشترك بين همهء افراد زنان است ؛ زيرا كه در تكلّم به غنج و دلال كه موجب احداث طمع است در قلوب اهل ريبه ، مختص به بعضى دون بعضى نيست . اگر كسى در مقام خطاب به يك نفر بگويد كه عبور در فلان كوچه مستلزم افتادن چاهى است كه در آنجا واقع است ، چون ملاحظه گردد ، خطاب به صورت ظاهر به يك نفر بوده ، ليكن ملاك و مناط آن در هركس تصوّر مىرود ؛ چه آنكه اگر غير از آن شخص مخاطب عبور كند در آن كوچه ، براى ملازم بودن عبور با افتادن در آن چاه ، آن شخص غير مخاطب هم عبورش مستلزم افتادن در آن چاه مىباشد . و آيه هم از اين قبيل است ؛ زيرا كه خطاب ، به ظاهر ، به زنان پيغمبر است ، ولى ملاكش در همهء افراد نسوان موجود است ؛ پس نهى از تكلّم كردن به غنج و دلال به حكم عموم تعليل ، از براى همهء افراد آنها است ؛ و ثانيا زمانى كه تكلّم موجب ريبه و شهوت منهى است به نحوى كه زنان نتوانند به اين قسم تكلّم كنند ، كشف وجه كه استلزامش به ريبه و شهوت ، بديهى است ، به طريق اولى منهى خواهد بود .
و از اين قبيل است طريقهء تمسّك به اين جمله :
« وَ إِذا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتاعاً فَسْئَلُوهُنَّ مِنْ وَراءِ حِجابٍ »
؛ « 1 » بلكه بعد از اثبات اشتراك ملاك ، چنانچه مذكور گرديد ، صريح در مطلوب است .
و اما روايتا ؛ پس از جمله امر فرمودن حضرت در مكاتبهء صفار به نقاب زدن زن در مقام شهادت ؛ « 2 » و معلوم است كه علت داعيهء بر حكم ، عدم مشاهدت است نه شهادت . پس هر كجا كه موردنظر اجنبى شود ، بايد خود را حفظ نموده ، متنقّبه بوده باشد .
و از جمله روايتى كه فرمود پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله كه از براى زنان مىباشد كه زير درع - كه عبارت است از جامهاى كه مثل زره بافته شده است - [ را ] به شوهرهاى خود بنمايانند ؛ و به محارم مثل پسر و برادر و غيرهما از محارم ، ما فوق آن را ارائه دهند ؛ ولى نسبت به اجنبى بايد خود را به چهار جامه بپوشاند : درع و خمار و ازار و جلباب . « 3 » پس از
هامش
( 1 ) . احزاب ، 53
( 2 ) . « تتنقّب و تظهر للشّهود » من لا يحضره الفقيه ، ج 3 ، ص 67 ؛ تهذيب ، ج 6 ، ص 255
( 3 ) . مجمع البيان ، ج 7 ، ص 290