شده كه به مجرّد ديدن چنين زن از زن خود اعراض نموده و با زنان صبيح و مليح و جوان پيوندند ؛ و اين منتج دچار شدن كثيرى از زنان و بسيارى از نسوان سالخورده و زشت صورت است به زحمات و گرفتارى فوقالعاده ؛ و موجب تضييع و تعطيل حقوق آنها خواهد بود . اما وقتى كه صور زنان و دوشيزگان مستوره نباشد ، بالطبع نظر اجانب و مردمان شهوانى از آنها دور بوده باشد و مولد اين نوع از مفاسد نمىشود .
مقالهء اولى در بيان حرمت نظر است به زنان [ با ] آيه و روايت
اما آيه :
« قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ يَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِكَ أَزْكى لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِما يَصْنَعُونَ وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ يَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا ما ظَهَرَ مِنْها وَ لْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى جُيُوبِهِنَّ وَ لا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبائِهِنَّ أَوْ آباءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنائِهِنَّ أَوْ أَبْناءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوانِهِنَّ أَوْ بَنِي إِخْوانِهِنَّ أَوْ بَنِي أَخَواتِهِنَّ أَوْ نِسائِهِنَّ أَوْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِينَ غَيْرِ أُولِي الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِينَ لَمْ يَظْهَرُوا عَلى عَوْراتِ النِّساءِ وَ لا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ ما يُخْفِينَ مِنْ زِينَتِهِنَّ وَ تُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِيعاً أَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ »
. « 1 »
حاصل مضمون اين دو آيه اين است كه اى محمد ! بگو مؤمنين را كه بپوشانند ديدههاى خود را و حفظ كنند فروج را از كسانى كه حلال نيست از براى آنها ، كه اين انفع از براى دين و دنياى ايشان بوده ، باعث سلب تهمت ، و اقربيّت به تقوى است ، و خدا عالم است به آنچه را كه عاملند ؛ و بگو مؤمنات را كه بپوشانند چشم را و حفظ كنند فروج را از نامحرم و ظاهر نسازند زينتهاى خود را مگر آنچه را كه بالطبع ظاهر است و بپوشانند با مقنعه سينه و گردن را بر خلاف زنان جاهليّت ؛ و بگيرند چادر و مقنعه را و ظاهر نسازند زينت باطنه را مگر از براى ده طائفه ؛ و نكوبند زنان پاهاى خود را به زمين تا موجب اعلام زينت مخفيه نگردد و نشنود اجنبى صداى قعقعهء خلخال آنان را ؛ و توبه كنيد اى كسانى كه اهل ايمانيد تماما رستگاريد .
اين آيه دلالتش بر مقصود محتاج به بسط مقال و تجشّم « 2 » استدلال نيست ، بلكه از براى هر ادنى بصيرتى روشن است كه آيه در مقام بيان وجوب غضّ بصر هريك است از ديگرى ؛ ليكن نظر به اينكه كلمه « من » در آيه تبعيضيه است ، از او استفاده مىشود كه از بعضى اشياء بايد غضّ بصر نمود ؛ بنابراينكه مراد از ابصار در آيه مبصرات بوده باشد ؛
هامش
( 1 ) . نور ، 30 - 31
( 2 ) . جمعآورى .