پس از نهى زنان از اظهار زينت مطلقا غير از زينتهاى ظاهره و مستوريّت آنان ، آنگاه اشاره به تخصيص اباحهء آن نمود به شوهر و ساير محارم و مردهاى پير از كارافتاده كه شهوت و خواهشى ندارند ، و اطفال غير مميّز به شرح آيه كه تفصيل آن در خود آيه و تفاسير و كتب فقهيه مشروح است . و اينكه در آيه اسمى از عمو و خالو برده نشده ، براى آنكه آنها به منزلهء پدر و مادرند . كثرت وضوح مانع از ذكر بوده و ثبوت محرميّت ايشان به آيات ديگر محقق است . و زنانى كه در پاهاى آنها خلخال است ، بايد در راه رفتن پاهاى خود را به زمين نزنند كه مبادا دانسته شود كه آنها داراى زينت هستند . يعنى به گوش مردان اجانب نرسانند صداهاى خلخال خود را تا موجب ميل مردان نشوند . و چون هيچ كس كفّ نفس نتواند و از شهوات و دخول در فساد خالى نباشد ، اين است كه فرمود : و همگى توبه كنيد شايد به رستگارى دارين نايل گرديد . بلى ديده حاسّهاى است كه از دور و نزديك ابتلا و آثام را صيد مىكند .
اين همه آفت كه به تن مىرسد * از نظر توبهشكن مىرسد
ديده فروپوش چو درّ در صدف * تا نشوى تير بلا را هدف
فهم وجوب حجاب از اين آيه به شش وجه است :
اوّل : امر به پوشانيدن چشم از نامحرم ، چه زن باشد چه مرد ؛ و ظاهر امر براى وجوب است ، اگرچه وجوب حجاب در اين دو آيه بر مرد و زن هر دو است ، به علّت اشتراك در حكم ؛ ولى چون مرد مكلّف است بر اعمال شاقّه مثل جهاد و كسب ، اگر او هم ستر نمايد ، علاوه بر عسر و حرج كارها عطله ماند و نظام عالم گسيخته گردد . ديگر آنكه به حجاب زنان ، رفع حجاب از مردان خواهند شد .
دوّم : تقديم پوشانيدن چشم بر حفظ ستر فرج در هر دو موضوع ، دليلى بر اهمّيّت وجوب حجاب است . چون فرج و ستر آن واجب باشد ، حجاب اوجب خواهد بود ؛ چرا كه نظر مقدمه و موجب زنا است و باعث فتنه و فساد .
سوم : آيه دلالت دارد بر آزادى زنان در نمودن رخسار فقط بر پدران و پسران و . . . ؛ و اقتصار بر اين اشخاص معدوده ، گواهى مىدهد كه احتجاب زنان از ديگران يكى از وظايف خاصّهء آنان است .
چهارم : اگر مراد از كلمهء زينت كه نبايستى زنان اظهار و ابداء آن نمايند ، در جملهء
لا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ
مواضع زينت باشد ، آن وقت مستثنى در كلمهء
إِلَّا ما ظَهَرَ مِنْها
فقط وجه خواهد بود و كفين و پا را شامل نخواهد شد .
پس معلوم مىشود كه وجه و كفّين و پا و سرمهء در چشم و خضاب در دست در موقع صلات است كه معفوّ و منهاست نه براى نظر ؛ زيرا كه همهء بدن زن حرّه عورت است و