در جواب اشعار [ افشار ] « 1 »
دخترا مىكنم از مغلطهكاران خبرت * كه مبادا ببرند از ره عفّت به درت
تا خبردار شوى يا به قلم يا تبليغ * برده چادر ز تو بنهاده كلاهى به سرت
اى شكر خنده بر آن تنگ شكر روى بپوش * تا كه موران ننمايند طمع بر شكرت
آخر از جنس لطيفى تو ، نظرهاست كثيف * رخ بپوشان و بران بدنظران از نظرت
هست كالاى تو عصمت به خيابان چه روى * با خبر باش كه دزد است روان بر اثرت
سورهء نور بخوان آيه سى يك و بگير * ز ( خمرهنّ ) نقابى به رخ چون قمرت
زيوروزينت خود جز به محارم منماى * تا كه بيگانه ندزدد ز تو يكتا گهرت
طلب ار مهد همى علم و ادب تا به لحد * كاين بود امر خدا گفته پيغامبرت
به درخت چمن انس چوات ميوه رسيد * باش هشيار كه طرّار نچيند ثمرت
چون بود جامعه بىعلم و شبق روزافزون * بهتر آن است نبينند بهر رهگذرت
علمآموز ولى علم زنان نى مردان * فرض شد علم ز پيغمبر نيكوسيرت
دودمانت سيه از دود فضاحت نكنى * هان كه رندى نزند ز آتش شهوت شررت
هنرى كت نكند حفظ حيا و عفّت * خاك بدبختى بادا به سرت با هنرت
نه ز « دهقان » ولى از « دكتر افشار » * شنوپرده زينهار ميفكن ز رخ چون قمرت « 2 »
هامش
سروده شده و در آنجا با ستايش از كشف حجاب ، از زنان خواسته شده است تا عفت خود را پاسبان باشند .روى زيباى تو اى ماه كه رشك قمر است * خوب در پرده و از پرده برون خوبتر است
چادر شب ز سر افكندى و روشن شد چشم * باش تا روز برآيد كه هنوز اين سحر است
پرده از چهره گرفتى مفكن پردهء شرم * كه عفاف تو در اين پرده بسى بيشتر است
بگشودند ترا بالوپر اى طائر حسن * تند پرواز مكن كآفت پروانه پر است
جزو هر جمع شدن نيست برازندهء زن * شمع هر بزم شدن سوختن خشك و تر است
پند افشار فراگير و بپرهيز از مى * باده از لذّت يك ساعت و عمرى ضرر است
گوهر عشق به هر عاشق و فاسق مسپار * عشقبازى دگر و نفسپرستى دگر است
زينتى نيست به از زيور عصمت به زنان * عفّت زن تو ندانى كه چه زيباگهر است
مادر از حالت دختر خبرش بيش بود * بيشتر ليك ز اوضاع جهان بىخبر است
پس اگر دخترى افتاد به راه كج و بد * بيش از مادر ناپخته گناه پدر است
اندرين مرحلهء پرخطر آن باشد مرد * كه زن و دختر خود را به جهان راهبر استگفتنى كه بعدها محمود افشار ، در گفتار ادبى ( ج 2 ، ص 79 ) قصيدهء ديگرى تحت عنوان « اندرز به دختران و زنان جوان » همين نصايح را كرده است .
( 1 ) . عنوان مؤلف چنين است : در جواب ؛ اشعار مندرجه در شمارهء 8 البرز .
( 2 ) . حاجى اسماعيل دهقان . ( يادداشت مؤلف )