زحمت و عسر و حرج باشد . 6 . مقنعه يعنى چارقد و سرانداز خود را در گريبان داخل كنند ؛ چه عادت زنان عرب در جاهليّت اين بود كه گوشههاى مقنعهء خود را پشت سر مىافكندند و گردنبند و سينه و پستانهاى ايشان نمايان مىشد . در اسلام حكم شد كه گوشههاى مقنعه را داخل در گريبان نمايند تا اينكه در وقت وزيدن باد يا هنگام معامله و غير اينها ، گردن و سينه و گردنبند و گوشواره و پستان مستور ماند . 7 . زنان زينت خود را جز به محارم و فرق مسطوره در آيهء به ديگران ننمايند . 8 . بايد زنان در وقت راه رفتن از براى اظهار زينت پنهان خود مانند خلخال و غيره ، پاهاى خود را به زمين نكوبند و چون علّت عدم اظهار زينت مخفى از كلمه « ليعلم » است ، پس بايد النگوهاى خود را نيز به صدا نيندازند كه مردان واقف بر زينتهاى مخفى زنان شوند .
و اگر از بعضى اخبار و تفاسير نيز صورت و كفّين معاف باشد و حجاب آنها واجب نباشد ، آن نيز فقط در صورت خريدارى و پسند گردن براى ازدواج و ساير مستثنيات است ؛ و در غير موارد خاصّه ، ارائه حرام است . چه اوّلا همه جاى زن عورت است ؛ و ثانيا اكثر و اغلب نظر به زنها ، مظنّهء فتنه و خيال بد و ريبه است و قانون و حكم تابع اكثريت است كه قلع مادهء فساد شود و « ملك يمين » مستفاد در آيه ، مراد كنيزانند ؛ اگرچه مملوك مطلق است ؛ ولى چون بندگى و آزادى در مفسدهء نظر و انكشاف تفاوتى ندارند ، پس قطعا و محققا انكشاف در پيش عبيد نيز نخواهد بود .
آيهء دوم : قوله تعالى :
« وَ الْقَواعِدُ مِنَ النِّساءِ اللَّاتِي لا يَرْجُونَ نِكاحاً فَلَيْسَ عَلَيْهِنَّ جُناحٌ أَنْ يَضَعْنَ ثِيابَهُنَّ غَيْرَ مُتَبَرِّجاتٍ بِزِينَةٍ وَ أَنْ يَسْتَعْفِفْنَ خَيْرٌ لَهُنَّ وَ اللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ »
. « 1 »
معنى : بر عجوزههايى كه حامله نمىگردند و از حيض افتاده و يائسه شدهاند و به علّت پيرى و زيادى سنّشان كسى به آنها طمع نمىكند ، باكى نيست كه چادر از سرپوش خود بردارند و ثياب ظاهره و جلباب كه پوشش ظاهرى است ، مثل ملحفه كه چادر است از سر بيفكنند ؛ به شرطى كه متظاهر و آشكار نسازند آرايش خود را كه بايستى پنهان و مستور نمايند ؛ با اين حال نيز اگر عفّت را شعار خود سازند و با چادر درآيند ، بهتر است براى آنها ؛ و خداوند شنوا است به حرفهاى آنها و دانا است به مقصودشان .
فهم وجوب حجاب ازين آيه به چند وجه است :
اوّل : به تنقيح مناط ؛ چون مناط در حجاب براى نديدن روى نامحرم است كه موجب زنا و مسبّب بدبختىهاست و خداوند پير زال را رخصت و اجازت داده است كه بار روى گشاده مىتواند بيرون بيايد ؛ اگرچه ، باز هم در اين صورت كه عجوزه [ است ] و كسى
هامش
( 1 ) . نور ، 60