به استقبال [ غزل ] آقاى دهقان
اى پرىروى بنه چادر عفّت به سرت * وى سيه موى مران پردهء عصمت ز برت
مشنو صحبت هر بىخرد و نادان را * مده از دست به آسانى يكتا گهرت
حال خواهند كه بىپرده خرامان گردى * بعد گيرند در آغوش بهر رهگذرت
همچو گل باز مكن غنچهات اى مايهء ناز * كه خزان آيد و ريزد همهء برگوبرت
حاليا بكرى و پاكى و منزّه چون گل * واى از آن روز نمايند به نوع دگرت
حذرت باد از اين جامعهء شهوتران * كه به تعقيب تو آيند روان بر اثرت
رخ بپوشان و نينديش ز تبليغ كسان * نخورى گول فريبنده ، مكن در بدرت
منهى پا به خيابان و مرو راه مخوف * ز خيابان و خيابانى بادا حذرت
ظاهرآرايى و آرايش مردم منگر * به خط اتوى شلوار نباشد نظرت
نشوى دستخوش و آلت هر بىسروپا * نزند بىخبر از آتش شهوت شررت
علم جو علم كه از قيد جهالت برهى * نهكه آن علم دهد راه به هر شوروشرت
ره به سرمنزل مقصود نخواهى بردن * بىعفاف ار بشود خضر نبى راهبرت
نشوى يكسره پابند هوسبازى خويش * نبرى آبروى مادر و عرض پدرت
نى ز ( لاكانى ) از حضرت ( دهقان ) بشنو * دخترا مىكنم از مغلطهكاران خبرت « 1 »
حجاب در اسلام
الف : آيات حجاب
براى وجوب حجاب ، معتقدين به دين اسلام را ظواهر آيات كافى است و وجوب آن اظهر من الشمس و ابين من الأمس است ؛ محتاج به تأويل و تفسير و بطون هم نيست ؛ چرا كه خود قرآن يفسّر بعضه بعضا ؛ و حجاب در شرع اسلام طورى مدلّل است كه هر نفس با وجدان به اندك آشنايى با موازين عربيّه تصديق به آن خواهد نمودالا
الَّذِينَ يُحِبُّونَ أَنْ تَشِيعَ الْفاحِشَةُ فِي الَّذِينَ »
. « 2 » و من به قدر وسع مقدارى را بيان مىكنم .
علىّ السعى فى طلب المعانى * و ليس علىّ ادراك النجاح
آيهء اول : قوله تعالى :
« قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ يَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِكَ أَزْكى لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِما يَصْنَعُونَ وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ يَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لا
هامش
( 1 ) . كاظم لاكانى ( يادداشت مؤلف )
( 2 ) . نور ، 19