حالتى كه قانون اخلاق ، دعوت به محبّت نوع و سعى به آسايش و راحت افراد مىكند ، در مدارس بزرگ اروپا فيلسوفها قواعدى به جهت تخريب عالم مثل قانون حاكميّت غالب و تحديد مملكت به جايى كه قوّه وقوف كند و امثال تأسيس نموده ، رحمت و عدل را از دلهاى اروپايىها خارج مىكنند .
اگر تقدّم اروپا در مدنيّت صناعى نبود ، معلوم مىشد كه حوادث عالم و فساد اخلاق ، آنها را از صفحهء وجود نابود مىكرد ؛ و لكن ملل شرقيه كه [ با ] آزادى زن و رفع حجاب ، بالاخره فساد را بر جامعهء خود مىخواهند ، آگاه باشند ، تقدم صناعى كه در ميدان تنازع حافظ آنها باشد ، ندارند . مقلّدين اروپا كه به چشم رضا به تمدّن اروپا نظر مىكنند و همهء صور و اشكال تمدّن اروپايى را پسنديدهاند ، خيال نكنند همهء اشكال آن تمدّن به شرق صالح است . براى نموّ هر بذر ، استعداد و صلاحيّت خاك لازم است . علاوه بر اين ، مدّتى است علماى اجتماع و دانشمندان اروپا به معايب اين حالت حاضره و تمدّن فاسد و حرّيت مطلقه خودشان توجه نموده ، به لسان كتب اخلاقى و جرايد و دائرة المعارفها تهديد به سوء عاقبت و مضرّ بودن آن مىكنند . لويزرول در مجلّد 10 از مجلة المجلّات در تحت عنوان « فساد سياسى » مىنويسد : « فساد سياسى در هر زمان پيدا شده ؛ و از عجايب حيرتانگيز تاريخ آن است كه عامل اختلال و فساد در هر زمان ، عين عامل در زمان ديگر بوده ؛ جنس زن به شهادت تاريخ ، عامل قوىّ در هدم اخلاق فاضله بوده . بعد از ذكر اين جمله ، شروع به مقارنه ميان عوامل فساد در عصر خود و دور آخر جمهوريت رومان كرده ، مىگويد : معاشرت سياسيين و زمامداران رومان با زنان سبك طبع كه قهرا ايجاد افراط معشوقهها در زينت و آرايش محض جلب خاطر عاشقان نمود ، تخت رومان را زيرورو كرد . معاشقهء با زنها در آن عصر به حد جنونى رسيد . »
از اين بيان ، يگانه غرضش ، ذكر فساد و معايب اخلاق و جامعهء اروپا و تهديد به سوء عاقبت اوست به آزادى زنان كه متمدّننماهاى مسلمانان در اين عصر در صدد آن هستند ؛ چه آنكه مادهء فساد اخلاق از اختلاط مرد و زن برخاسته مىشود و حجاب اگر يگانه علّت قطع مادّهء فساد نباشد ، در نظر شخص منصف هوشمند ، از بزرگترين موانع فساد اخلاق بشمار است و نظر شهوتكاران است كه اين خيالات را از عيوب حجاب قرار مىدهند . و حجاب اگر يگانه علّت قطع ماده و قطع ريشهء فساد نباشد ، در نظر شخص منصف از بزرگترين موانع فساد اخلاق به شمار خواهد بود ؛ پس نظر شهوتكاران است كه اين خيالات را از عيوب حجاب قرار مىدهند . « 1 »
هامش
( 1 ) . بخش عمدهء اين قسمت از فلسفهء حجاب ابو عبد الله زنجانى است .