و لغت ثنتور دو شستيته « 1 » را كه ترجمه به « كمربند عفّت » مىشد ، استعمال در اين موضوع مىنمودند ؛ و علاوه اسبابهاى ديگر هم بود از قبيل غيرت مرد و حياى زن و سادگى زنان و بىپيرايهگى زندگانى و كثرت مشاغل زنان از رشتن و بافتن و دوختن و پختن و دوشيدن و امثال اينها كه تماما به محبوبيّت و خانهنشينى زن كمك مىرساند و به واسطهء آن قوّهء جذب و انجذاب بىاثر مىشد و حوادث منكره كم اتفاق مىافتاد .
بىحجابى مركب
اما بىحجابى مركب كه توليد از بىحجابى بسيط شده و به توارث از عالم بربريّت و عادات بدويّت به اروپائيان امروزى رسيده و جوانان ما هم مىخواهند تقليد آنها بكنند ، بايد در فلسفهء آن درست تأمّل نموده ، اگر به زمان لويى چهاردهم كسى مراجعه نمايد و تاريخ آن دوره را بخواند ، خواهد دانست كه وقاحت كارى در آن عصر به واسطهء خمود اثر ديانت و ضعف عالم اخلاق و انسانيّت و بازيچه شدن رهبانيّت و به سبب دورى از عصر فطرت و حدوث اقسام بدعت و گردش زندگانى عامّه به خواهشهاى سلاطين و مدعىهاى روحانيت ، به اندازهاى رسيده بود كه حال روحى و جسدى مطابق تبديلات بدويّت به حضريّت و گوشهگيرى به مخالطه و مراودت ترقى و تعالى نيافت و مردم در پيدا نمودن اطفال خود عاجز مانده بودند . به عبارت اخرى با تبديل وضع زندگانى و كسب قدرت و حكمرانى و تحصيل ثروت و ملكرانى ، رعايتى از واردات آينده بر اخلاق و حالات روحى ديانت عامّه نشد ؛ يعنى رواج ديانتى و اخلاق مردمى به تحليل رفت و قواى سلطنتى بدل ما يتحلّل آن شد . اگرنه ملّت مسيح را چه افتاد كه از اخلاق مسيح روحافزاى ملكوتىنماى تجاوز كنند و از كمربند عفّت ثنتور دوشستيته دست بكشند و از مفاد و تفاسير آيات از اناجيل به كلّى چشم پوشند ؟ « 2 »
براى آنكه خوانندگان را از بعض احكام اديان قبل مستحضر سازم ، چند آيه از تورات و اناجيل را ذكر نمودم تا ملاحظه فرمايند كه انبيا و اوليا و بزرگان اديان و مدعيان ديانت هم به چه آداب و اخلاق مردم را دعوت و آسايش عمومى خلق را مىخواستند و ملّت روز سفيد آن ديانت را به چه شام سياه رسانيدهاند . چرا ملّت مسيحى و كليمى از لعنتنامهء موسى عليه السلام كه در كوه عيبال در حضور بنى اسرائيل راجع به امر زنان و غيره فرمود ، و دو كرور خلايق آمين گفتند ، فراموش نمايند ؟ و چرا آيهء 26 فصل 28 تورات مشنى را كه بدين
هامش
( 1 ) .etetsahc ed norutnieC( 2 ) . مؤلف بحثهاى مربوط به بىحجابى بسيط و مركب را تا اينجا ، از رسالهء شريفهء لزوم حجاب ، صص 26 - 27 برگرفته است . رسالهء ياد شده در همين مجموعه به چاپ رسيده است .