دلسوزى و حافظ نسل و مانع اختلاط مياه كه مايهء فساد مىباشد ، خواهد بود . پس قانون حجاب و منع تبرّج را نظر به آن امور كه بنيان آبادانى و مدنيّات است ، لزوما بايد تصديق كنيم ، بلكه به غير آن ميسّر نمىشود ؛ پس حجاب حافظ حقوق و از احكام اخلاقى و مطلقا واجب است ؛ و آنان كه آميزش زنان با مردان را مايهء رشدشان مىدانند و بدان ملاحظه با حجاب مخالفت مىورزند ، بر فرض تصديق آنها ، آيا شوهر و مردان خانواده و برادران و اقربا و محارم كه اگر به قانون احصائيه زنان عالم احصاء شوند ، هر زنى لااقلّ به موجب تصريح كتب سماوى ده نفر مرد محرم دارد ، اين ده نفر مرد محرم ، آيا براى تربيت معاشرتى يك نفر زن كافى نخواهد بود كه محتاج به معاشرت با بيگانگان شود و هتك حجاب كند ؟
يك همچو معاشرتى كه بيان شد ، با فرض حدوث پارهاى خيالات عاليه در زن كه اينقدر مفاسد بر او مترتّب شود ، آيا ممدوح است با آنكه مسلّما نه حجاب مانع علم و تربيت است ، نه بىحجابى منحصر و مقتضى علم و تربيت مىباشد ، و نه علم و تربيت هاتك حجاب . ديگر چه كوششى است كه متجددين براى رفع حجاب مىكنند ؟ « 1 »
بىحجابى بسيط
بىحجابى بر دو قسم است : بسيط و مركب ؛ بىحجابى بسيط همان بىحجابى طبيعى سادهء ايلياتى عصر فطرت است كه به واسطهء پاكى اخلاق و عظم ناموس و غيرت مدهش خانوادهها كه بر نواميس و اعراض و عورات و زوجات خود داشتند كه هم حواس زنان را جمع داشت ، و هم خيال مردان بيگانه را مرعوب و محدود نموده ، به طورى كه آميزش و مؤانست مضرّه با غير قهرا ممتنع بود ؛ و نيز به واسطهء عدم توجّه التفات نفوس به پارهاى امور و كمى آميزش با صاحبان عادات مختلفه فطرتها بسيط و محفوظ بود ؛ مثل عصر بربريّت اروپا ؛ در آن عصر اگر روى زنى پوشيده نمىشد ، ليكن هزارگونه موجبات محجوبيّت و محفوظيّت و غيرتمندى موجود بود ؛ چنانچه تقريبا دو سه قرن رسوم حصانت و مبالغهء ناموسدارى در آنها به اندازهاى بود كه لباس مخصوصى زنها داشتند كه به آن لباس ، عفايف و كريمات ملبّس مىشدند و آن عبارت از يك پارچه كلفت ضخيمى بود كه براى شلوار زنان از به دو صباوت تدارك مىكردند و بر دختر مىپوشانيدند و كمر آن شلوار را قفل مىنمودند و همانطور مقفّل در پاى دختر بود تا شب عروسى كه به توسط يكى از محارم نزديك مثل عمّه و خاله كليد آن قفل را تسليم داماد مىنمودند ؛ و اگر هم براى داماد مسافرتى پيش مىآمد ، در آن شلوار را قفل مىكرد و كليد را همراه خود مىبرد -
هامش
( 1 ) . برگرفته از رسالهء شريفهء لزوم حجاب ، ص 25