تراشيده شود ؛ زيرا كه اگر زن نمىپوشد ، موى را نيز ببرد و اگر زن را موى چيدن يا تراشيدن قبيح است ، بايد بپوشد ؛ زيرا كه مرد را نبايد كه سر خود را بپوشد ؛ چونكه او صورت و جلال خدا است ؛ اما زن جلال مرد است ، زيرا كه مرد از زن نيست بلكه زن از مرد است . و نيز مرد به جهت زن آفريده نشده ، بلكه زن براى مرد آفريده شده . از اين جهت زن مىبايست عزّتى ( پوششى ) برداشته باشد به سبب فرشتگان . لكن زن از مرد جدا نيست و مرد هم از زن جدا نيست در خداوند . زيرا چنانچه زن از مرد است ، همچنين مرد نيز به وسيله زن ، ليكن همه چيز از خدا . « 1 » در دل خود انصاف دهيد آيا شايسته است كه زن ناپوشيده نزد خدا دعا كند ؟ آيا طبيعت خود شما را مىآموزد كه اگر مردى موى دراز دارد ، عيب او است . و اگر زن موى دراز دارد ؛ او را زينت است كه موى به جهت پرده به دو داده شده . و اگر كسى ستيزهگر باشد ، ما و كليساى خدا را چنين عادتى نيست .
تفسير : مفسّرين قديم و جديد انجيل از اروپايى ، انگليسى ، نمساوى ، آمريكايى ، آسيايى و غيرهم مانند ستورات عوون كوس ، ايكوت بستر كلارك ، ستير نيكل و غير اينها در ذيل شرح آيات مزبوره تصريح مىنمايد بر اينكه چون زنان بىچادر و روبند به كليسا مىرفتند ، پولس ايشان را نهى نموده ، از اين عمل كه موجب هيجان شهوت و تفرّق حواس جماعت مىباشد و گشادن سر را مقابل تراشيدن آن قرار داد و گفت هر زنى كه سر خود را باز كند ، قانونا بايد تراشيده شود .
و شمايش يونس مفسّر انجيل در ذيل شرح آيهء سوم گويد : « 2 » از اين كلمات معلوم مىشود كه زنها در قرنتس مىخواستند با مردها برابرى كنند و مكشوف و آزاد باشند ؛ از اين جهت ، از قانون ادب مسلّم در نزد يونانيان و شرقيان خارج شده ، بىچادر و روبند به كليسا مىآمدند و نماز و موعظه مىكردند . در ميان جماعت ، اين هر دو خلاف است و
هامش
( 1 ) . ترجمهء ديگر اين فقره : زيرا كه چنانچه زن از مرد است مرد را نيز واسطه زن است همه از خدايند .
بنگريد : ترجمهء ويليام كشيش با فاضل خان گروسى ، ص 357
( 2 ) . مؤلف مطالب بالا را از كتاب فخر الاسلام دربارهء وجوب نقاب برگرفته است . براى اينكه مقايسهاى شده باشد ، همان عبارات را به نقل از آن كتاب - كه در همين مجموعه چاپ شده - در اينجا مىآوريم ؛ فخر الاسلام مىنويسد : فعلى هذا مىگوييم كه مفسّرين قديم و جديد انجيل از اروپايى و امريكايى و آسيايى و شرقى و غربى مثل پرانكس منهر و ستوارت و عوون ، و كوس مسلم در انگلستان و آلفورد ، و ابونا ايكلوت و در سورت و بستر و كلارك از قدماى مسيحيه و اوسهوسن و ستير و نيكل از قدماى نمسه و غير ايشان ، در ذيل شرح اين آيات تصريح مىنمايند بر اينكه چون زنان بىچادر و روبند به كليسا مىرفتند ، مارپولس ايشان را نهى نمود از اين عمل قبيح كه موجب هيجان شهوت و تفرّق حواسّ جماعت مىباشد و گشادن سر را مقابل تراشيدن آن قرار داد و گفت : هر زنى كه سر خود را باز كند ، قانونا بايد تراشيده شود . از جمله شمايس يونس مفسّر انجيل در ذيل شرح آيهء 3 « اما مىخواهم شما بدانيد كه سر هر مرد مسيح است » چنان مىنگارد كه . . .